تبليغاتX
بچه های مشهد


بچه های مشهد

دوستیها را گسترش دهید
دستها !
 
 اين داستان به اواخر قرن 51بر مي گردد.
 در يك دهكده كوچك نزديك نورنبرگ خانواده اي با81بچه زندگي مي كردند. براي امرار معاش اين خانواده بزرگ، پدر مي بايستي81ساعت در روز به هر كار سختي كه در آن حوالي پيدا مي شد تن مي داد. در همان وضعيت اسفباك آلبرشت دورر و برادرش آلبرت (دو تا از 81بجه) رويايي را در سر مي پروراندند. هر دوشان آرزو مي كردند نقاش چيره دستي شوند، اما خيلي خوب مي دانستند كه پدرشان هرگز نمي تواند آن ها را براي ادامه تحصيل به نورنبرگ بفرستد.
يك شب پس از مدت زمان درازي بحث در رختخواب، دو برادر تصميمي گرفتند. با سكه قرعه انداختند و بازنده مي بايست براي كار در معدن به جنوب مي رفت و برادر ديگرش را حمايت مالي مي كرد تا در آكادمي به فراگيري هنر بپردازد، و پس از آن برادري كه تحصيلش تمام شد بايد در چهار سال بعد برادرش را از طريق فروختن نقاشي هايش حمايت مالي مي كرد تا او هم به تحصيل در دانشگاه ادامه دهد.
آن ها در صبح روز يك شنبه در يك كليسا سكه انداختند. آلبرشت دورر برنده شد و به نورنبرگ رفت و آلبرت به معدن هاي خطرناك جنوب رفت و براي 4 سال به طور شبانه روزي كار كرد تا برادرش را كه در آكادمي تحصيل مي كرد و جزء بهترين هنرجويان بود حمايت كند. نقاشي هاي آلبرشت حتي بهتر از اكثر استادانش بود. در زمان فارغ التحصيلي او درآمد زيادي از نقاشي هاي حرفه اي خودش به دست آورده بود.
وقتي هنرمند جوان به دهكده اش برگشت، خانواده دورر براي موفقيت هاي آلبرشت و برگشت او به كانون خانواده پس از 4 سال يك ضيافت شام برپا كردند. بعد از صرف شام آلبرشت ايستاد و يك نوشيدني به برادر دوست داشتني اش براي قدرداني از سال هايي كه او را حمايت مالي كرده بود تا آرزويش برآورده شود، تعارف كرد و چنين گفت: آلبرت، برادر بزرگوارم حالا نوبت توست، تو حالا مي تواني به نورنبرگ بروي و آرزويت را تحقق بخشي و من از تو حمايت مي كنم.
تمام سرها به انتهاي ميز كه آلبرت نشسته بود برگشت. اشك از چشمان او سرازير شد. سرش را پايين انداخت و به آرامي گفت: نه! از جا برخاست و در حالي كه اشك هايش را پاك مي كرد به انتهاي ميز و به چهره هايي كه دوستشان داشت، خيره شد و به آرامي گفت: نه برادر، من نمي توانم به نورنبرگ بروم، ديگر خيلي دير شده، ‌ببين چهار سال كار در معدن چه بر سر دستانم آورده، استخوان انگشتانم چندين بار شكسته و در دست راستم درد شديدي را حس مي كنم، به طوري كه حتي نمي توانم يك ليوان را در دستم نگه دارم. من نمي توانم با مداد يا قلم مو كار كنم، نه برادر، براي من ديگر خيلي دير شده...
بيش از045سال از آن قضيه مي گذرد. هم اكنون صدها نقاشي ماهرانه آلبرشت دورر، قلمكاري ها و آبرنگ ها و كنده كاري هاي چوبي او در هر موزه بزرگي در سراسر جهان نگهداري مي شود.
يك روز آلبرشت دورر براي قدرداني از همه سختي هايي كه برادرش به خاطر او متحمل شده بود، دستان پينه بسته برادرش را كه به هم چسبيده و انگشتان لاغرش به سمت آسمان بود، به تصوير كشيد. او نقاشي استادانه اش را صرفاً دست ها نام گذاري كرد اما جهانيان احساساتش را متوجه اين شاهكار كردند و كار بزرگ هنرمندانه او را " دستان دعا كننده" ناميدند.
اگر زماني اين اثر خارق العاده را مشاهده كرديد،‌ انديشه كنيد و به خاطر بسپاريد كه روياهاي ما با حمايت ديگران تحقق مي يابند
+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت22:30توسط پیمان |
عجایب!
 

مجسمه های غول پیکر یخی ....اوج هنر

114082-b.jpg

 

اینجا قبرستونه ...............!

Persianv.com At site

 

 

 
مراسم تطهیر فیل ها در سیدنی استرالیا ( آئین بودایی)

 
 


آمرزش و تطهیر حیوانات در مراسم سن آنتون در مادرید اسپانیا . سن آنتون به باور اسپانیایی ها فرشته نگهبان حیوانات است
 


 
مراسم ازدواج خر ها در حیدرآباد هند. به اعتقاد هندیها ازدواج خرها موجب خشنودی الهه باران می‌شود
 
 

 
مراسم  بزرگداشت مار ها در روز هفته ماه هفتم تقویم  قمری در روستای نانپینگ جین
 
 
 
+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت20:7توسط پیمان |
شنا در استخر شیطان
 
تا حالا به این فکر کردین که برین و خودتون رو برسونین به بالای آبشار و لبه آبشار بایستین، یا حتی شنا کنید. بخصوص اگه ارتفاع آبشار 128 متر باشه !!

در آفریقا کشور زیمباوه، آبشار ویکتوریا به ارتفاع 128 متر واقع شده است. که به استخر شنای شیطان معروف است.
در طی ماه های سپتامبر و دسامبر، مردم می تونند خیلی نزدیک به لبه استخر بروند و شنا کنند، بدون اینکه بیفتند!!!
1003cvbbmnnn.jpg

تا حالا به این فکر کردین که برین و خودتون رو برسونین به بالای آبشار و لبه آبشار بایستین، یا حتی شنا کنید. بخصوص اگه ارتفاع آبشار 128 متر باشه !!

maniacos2a.jpg

در آفریقا کشور زیمباوه، آبشار ویکتوریا به ارتفاع 128 متر واقع شده است. که به استخر شنای شیطان معروف است.
در طی ماه های سپتامبر و دسامبر، مردم می تونند خیلی نزدیک به لبه استخر بروند و شنا کنند، بدون اینکه بیفتند!!!

eeettt.jpg

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت21:7توسط پیمان |
لایگر
 

دانشمندان با پیوند دادن شیر نر با ببر ماده حیوان جدیدی تولید کرده اند و آن را لایگر نامگذاری کرده اند که از همه نظر نسبت به شیر و ببر برتری دارد! چنین موجودی تا به حال در طبیعت وجود نداشته است، چراکه شیر و ببر نه تنها ذاتا با هم میانه ی خوبی ندارند بلکه دشمنی هم دارند.
این هیولا (لایگر) که حدود 900 تا 1000 پوند وزن دارد (454 کیلوگرم) قد بلندتر، قدرت بدنی بیشتر، توان پرش بالاتر و.... را نسبت به پدر و مادر خود دارد! جالب اینکه با وجود تنفر شیر از شنا کردن در آب، لایگر به شنا کردن علاقه دارد. در حال حاضر چندین نمونه از این حیوان تولید شده که در سیرکها و برخی باغ وحشها به نمایش گذاشته شده اند..
فقط جنس ماده ی این حیوان قادر به تولید مثل با ببر یا شیر نر می باشد که خود موجب بوجود آمدن دو گونه ی جدید دیگر شده است! همچنین حیوان دیگری به نام تایگن هم تولید شده که محصول ببر نر و شیر ماده است، البته به ببر شباهت بیشتری دارد و به بزرگی و عظمت لایگر هم نیست...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت17:36توسط پیمان |
امپراطور اولین لیموزین ایران
 

این لیموزین دارای پنج در شامل 2 در جلو، 2 در عقب و يک در صندوق با دومحور، شيشه های جلو و جانبی از نوع سخت شده دودی با باند مشکی دور و شيشه عقب از نوع سخت شده دودی با گرمکن است و نوع سپر جلو و عقب پلاستيک ABS با فوم EPP می‌باشد.

کابين راننده شامل 2 عدد صندلی از جنس فوم طبی و روکش چرم طبيعی با کنترل الکتريکی هشت حالته، جنس داشبورد ABS با روکش چرم و با آفتابگيرهای مخمل با طرح آينه دار و نوع کمربند ايمنی جلو Point 3 با زاويه عملکرد 10 درجه است.

در قسمت VIP نوع پوشش کف Felt و Carpet با 8 عدد کمربند ايمنی و صندلی هايی از جنس فوم طبی با روکش چرم طبيعی می‌باشد.

سيستم ترمز جلو و عقب ديسکی و ترمزدستي آن مکانيزم کنترل کابلی است. مولد سيستم سرمايش کمپرسور و نحوه انتقال نيرو به وسيله تسمه و در قسمت جلو سمت راست پايين موتور با توان خنک کنندگی 4kW است و نوع مولد گرمايش آب رادياتور با نيروی هوادهی فن بخاری در قسمت زيرپا، اطراف و وسط داشبورد قرار دارد.
نوع مولد سيستم گرمايشی قسمت VIP الکتريکی به‌صورت فن روبروی مبل VIP در قسمت تحتانی بار قرار گرفته است.

اين خودرو داراي 2 عدد باک با ظرفيت ( 110 = 60 + 50 ) ليتر و سيستم آن انژکتوری با کنترل الکتريکی است که در زير خودرو در قسمت عقب قرار دارد . سيستم خنک کننده موتور با 2 عدد فن از نوع سربسته مجهز به مخزن پلاستيکی با رادياتوری به حجم 6 ليتر و حداکثر توان 250W و دمای عملکرد ترموستات 88 درجه سانتيگراد می باشد.جعبه دنده خودرو ، 5 دنده تيپ ترونيک با عملکرد و دنده کمک مکانيکی و برقی است.

حداکثر سرعت اين ليموزين 120 کيلومتر با حداقل شعاع گردش 6.11 متر و مصرف سوخت 20 ليتر در 100 کیلومتر در نظر گرفته شده است.

قیمت وارداتی این خودرو با توجه به تعرفه ها و قوانین گمرکی کشور در حدود 500.000.000 تومان است که با تولید و عرضه آن در داخل کشور ، قیمتی در حدود 150.000.000 تومان خواهد داشت.

شرکت خودروسازان جنوب نماینده انحصاری شرکت The one Auto است که با داشتن دو شعبه در کشورهای امريکا و امارات متحده عربی فعاليت خود را از سال 1990 ميلادی در زمينه طراحی و توليد خودروهای خاص و دست ساز شروع نموده که در طول دو دهه فعاليت در طراحی و ساخت انواع خودروهای ضد‌گلوله ، ليموزين ، کانسپت و … همچنين همکاری با شرکت‌های بزرگ خودروسازی جهان ، نامی معتبر را برای خود در عرضه بين الملل مهيا نموده است.

+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت9:35توسط پیمان |
بيست داستانك زيبا

 


درخت ها حرکت می کنند

مرد مسنی به همراه پسر 25 ساله اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلیهای خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد.
به محض شروع حرکت قطار پسر 25 ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می کرد فریاد زد: "پدر نگاه کن درختها حرکت می کنند" مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد. کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را می شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک بچه 5 ساله رفتار می کرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره فریاد زد: " پدر نگاه کن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می کنند." زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشمهایش را بست و دوباره فریاد زد:" پدر نگاه کن باران می بارد،‌ آب روی من چکید.
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: "‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی کنید؟!"
مرد مسن گفت: " ما همین الان از بیمارستان بر می گردیم.. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می تواند ببیند!"


--------------------------------------------------------------------------------

دانه

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ٬ کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :
این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :
و این دانه گندم هم فلان عالم است !
و شروع کرد به تعریف از خود .
خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :
آن یک دانه گندم هم خودش است ٬ من هیچ نیستم...


--------------------------------------------------------------------------------

ما كجائيم؟

با شادي پريدم تو بغل مادرم و ساک پر از پول رو دادم بهش ، مادرم گريست و دعا کرد ، خواهرم روي تخت بيمارستان زير سرم اشک شادي ريخت و داداش کوچکم دستم رو بوسيد .
پول زيادي بود ، همه بدهي ها رو مي تونستم با اون بدم ، تازه وضع زندگي مون هم بهتر مي شد .
از در خونه که وارد شدم از حال رفتم، تازه داشتم زندگي با يک کليه رو تجربه مي کردم .


--------------------------------------------------------------------------------

پادشاه خفته

وقتی پادشاهی در خواب کابوس می بیند که دیگر پادشاه نیست با تمام قوا در خواب سعی می کند به منسب خود برگردد اما غافل از این است که اگر در خواب پیروز شود باز هم در سراب پیروز شده و همه تلاشش بیهوده بوده کافیست تا جشم باز کند تا ببیند که هنوز هم همان پادشاهست این نمونه روشنی است از زندگی بیشتر آدما که جایگاه خودمان را فراموش کردیم و در سراب به دنبال جایگاه مان میگردیم


--------------------------------------------------------------------------------

چرا چیدی؟

دخترک با بغض و چشم های پر از اشکش به پسرک نگاه می کرد
پسرک مات و مبهوت به اون نگاه می کرد
پسر پرسید من که کاری نکردم
دخترک گفت تو گل من رو چیدی
پسر گفت خب این که گریه نداره
دخترک فریاد زد:
چرا گل من رو چیدی؟ اون تمام دنیای من بود


--------------------------------------------------------------------------------

وعده لباس گرم

پادشاهي در يک شب سرد زمستان از قصر خارج شد هنگام بازگشت سرباز پيري را ديد که با لباسي اندک در سرما نگهباني مي داد به او گفت آيا سردت نيست نگهبان پير گفت چرا اي پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم پادشاه گفت اشکالي ندارد من الان به داخل قصر مي روم و مي گويم يکي از لباسهاي گرم مرا بياورند نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد اما پادشاه به محض ورود به قصر وعده اش را فراموش کرد صبح روز بعد جسد پيرمرد را که در اثر سرما مرده بود در قصر پيدا کردند که در کنارش با خطي ناخوانا نوشته بود اي پادشاه من هر شب با همين لباس کم سرما را تحمل مي کردم اما وعده لباس گرم تو مرا از پاي در آورد.


--------------------------------------------------------------------------------

ازت ممنونم

از همون اول که وارد زندگیش شدم بهم گفت که من رو نمی خواد، هیچکس در مورد وجود من ازش سوال نکرده و اجازه نخواسته.
خیلی هم سعی کرد از دستم راحت بشه از خیلی ها کمک گرفت، دست به دامن خیلی ها شد ولی نتونست چون من از اون سمج تر بودم به قول خودش، خودم رو مثل زالو چسبونده بودم بهش .
اون اوایل می رفت تو اتاق و در رو خودش می بست. می گفت چرا اون رو انتخاب کردم اینهمه آدم تو دنیاست که دوست دارند زندگیشون رو تباه کنند خوب می رفتم پیش اونها . به یکی گفته بود که حاضره خیلی خرج کنه تا از دستم خلاص شه، طرف بهش گفته بود که در هر صورتی برنده این بازی منم نه اون بهش گفته بود بهتره زندگیش رو بکنه و به من محل نده انگار که اصلا نیستم.
اون هم سعی خودش رو کرد .
اوایل اصلا محلم نمی داد ولی یواش یواش رفتارش باهام بهتر شد. دیگه از اینکه همه جا باهاش می رفتم ناراحت نمی شد. شبها باهام درد دل می کرد. آخر محبتش رو دیروز بهم نشون داد. می دونستم خیلی از وجودم خسته شده و دیگه نای حرف زدن نداره ولی بهم گفت"با وجودیکه زندگیشو تباه کردم بهش فهموندم که زندگی هر چقدر هم کوتاه باشه چقدر ارزشمنده و چقدر راحت می شه ازش لذت برد .
می دونید من خیلی خیلی خوشحالم و از خوشحالی دارم می ترکم چون من اولین تومور مغزی هستم که صاحبش بهش گفته ازت ممنونم.


--------------------------------------------------------------------------------

آبدارچی

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد
رئیس هیئت مدیره مصاحبهش کرد و تمیز کردن زمینش رو - به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین...
مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین.و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد.نمیدونست با تنها 10 دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه.تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت.در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایهش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه.در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد.به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ....
پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکاست. شروع کرد تا برای آیندهی خانوادهش برنامه ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»
نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت:
آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت


--------------------------------------------------------------------------------

انشتین و راننده

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود!
یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند؟ راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند.
انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت.
به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درامد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد.
سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد!


--------------------------------------------------------------------------------

یه سئوال

مسافر تاکسی آهسته روی شونه‌ی راننده زد چون می‌خواست ازش یه سوال بپرسه…
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد…
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس…از جدول کنار خیابون رفت بالا…نزدیک بود که چپ کنه…
اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد…
برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد…
سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد و گفت: "هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن… من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!"
مسافر عذرخواهی کرد و گفت: "من نمی‌دونستم که یه ضربه‌ی کوچولو آنقدر تو رو می‌ترسونه"
راننده جواب داد: "واقعآ تقصیر تو نیست…امروز اولین روزیه که به عنوان یه راننده‌ی تاکسی دارم کار می‌کنم…
آخه من 25 سال راننده‌ی ماشین جنازه کش بودم
--------------------------------------------------------------------------------

زمین خوردن

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا به کمک نیازمندی برود . لباس پوشید و به راه افتاد. در راه مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت ، لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی شد. در راه در همان نقطه دوبارهً زمین خورد و دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت ، بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی شد.

در راه با مردی که چراغی در دست داشت برخورد کرد. مرد گفت : (( من دیدم شما در راه دو بار به زمین خوردید.))، از این رو چراغی آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بسیار تشکر کرد و هر دو به راهشان ادامه دادند.

به نزدیکی محل که رسیدند ، هوا کمی روشن شده بود و تصمیم به جدایی می گیرند که مرد دوم ناگهان باز می گردد و می گوید : ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این حرف جا خورد. شیطان در ادامه توضیح داد: ((من شما را در راه کمک به آن نیازمند دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و بازگشتید، خداوند همه گناهان شما را بخشید و من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، و با علاقه بیشتری بازگشتید و به خاطر آن، خداوند همه گناهان افراد خانواده ات را نیز بخشید.

راستش را بخواهید ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم ، خداوند گناهان تمامی افراد دهکده تان را نیز ببخشد. بنا براین، تصمیم گرفتم خود سالم به مقصد برسانمتان
--------------------------------------------------------------------------------

انسان بودن

يكي از جانبازان جنگ تحميلي كه پس از مجروح شدن به علت وضع وخيمش به ايتاليا اعزام شده بود و در يكي از بيمارستانهاي شهر رم به مداوا مشغول بود. از قضا متوجه ميشود كه خانم پرستاري كه از او مراقبت مي كند نام خانوادگي اش "مالديني" است ابتدا تصور ميكند كه تشابه اسمي باشد اما در نهايت از او سوال ميكند كه آيا با پائولو مالديني ستاره شهير تيم ميلان ايتاليا نسبتي دارد ؟ .... و خانم پرستار در پاسخ مي گويد كه پائولو مالديني برادر وي مي باشد ،
دوست جانباز نيز در حالي كه بسيار خوشحال شده بود از خانم پرستار خواهش مي كند كه اگر ممكن است عكسي از پائولو مالديني برايش به يادگار بياورد و خانم پرستار قول مي دهد كه برايش تهيه كند صبح روز بعد دوست جانباز هنگامي كه از خواب بيدار مي شود كنار تخت خود مالديني را مي بيند كه با يك دسته گل به انتظار بيدار شدنش نشسته است... مالديني از شهر ميلان واقع در شمال غربي ايتاليا به شهر رم واقع در مركز كشور ايتاليا كه فاصله اي حدودا ششصد كيلومتري دارد آمده تا از اين جانباز جنگي كه خواستار داشتن عكس يادگاري اوست عيادت كند .


--------------------------------------------------------------------------------

دو مرد ماهيگير

دو مرد در کنار درياچه اي مشغول ماهيگيري بودند . يکي از آنها ماهيگير با تجربه و ماهري بود اما ديگري ماهيگيري نمي دانست . هر بار که مرد با تجربه يک ماهي بزرگ مي گرفت ، آنرا در ظرف يخي که در کنار دستش بود مي انداخت تا ماهي ها تازه بمانند ، اما ديگري به محض گرفتن يک ماهي بزرگ آنرا به دريا پرتاب مي کرد . ماهيگير با تجربه از اينکه مي ديد آن مرد چگونه ماهي را از دست مي دهد بسيار متعجب بود . لذا پس از مدتي از او پرسيد : - چرا ماهي هاي به اين بزرگي را به دريا پرت مي کني ؟ مرد جواب داد : آخر تابه من کوچک است !
گاهي ما نيز همانند همان مرد ، شانس هاي بزرگ ، شغل هاي بزرگ ، روياهاي بزرگ و فرصت هاي بزرگي را که خداوند به ما ارزاني مي دارد را قبول نمي کنيم . چون ايمانمان کم است .
ما به يک مرد که تنها نيازش تهيه يک تابه بزرگتر بود مي خنديم ، اما نمي دانيم که تنها نياز ما نيز ، آنست که ايمانمان را افزايش دهيم .
خداوند هيچگاه چيزي را که شايسته آن نباشي به تو نمي دهد .
اين بدان معناست که با اعتماد به نفس کامل از آنچه خداوند بر سر راهت قرار مي دهد استفاده کني . هيچ چيز براي خدا غير ممکن نيست .


--------------------------------------------------------------------------------

تنها راه نجات

مردي در جهنم بود كه فرشته اي براي كمك به او آمد و گفت: من تو را نجات مي دهم براي اينكه تو روزي كاري نيك انجام داده اي. فكر كن ببين آن را به خاطر مي آوري يا نه؟ او فكر كرد و به يادش آمد كه روزي در راهي كه مي رفت عنكبوتي را ديد اما براي آنكه او را له نكند راهش را كج كرد و از سمت ديگري عبور كرد. فرشته لبخند زد و بعد ناگهان تار عنكبوتي پايين آمد و فرشته گفت تار عنكبوت را بگير و بالا برو تا به بهشت بروي. مرد تار عنكبوت را گرفت و در همين هنگام جهنميان ديگرهم كه فرصتي براي نجات خود يافتند به سمت تار عنكبوت دست دراز كردن تا بالا بروند، اما مرد دست آنها را پس زد تا مبادا تار عنكبوت پاره شود و خود بيفتد كه ناگهان تار عنكبوت پاره شد و مرد دوباره به سمت جهنم پرتاب شد فرشته با ناراحتي گفت: تو تنها راه نجاتي را كه داشتي با فكر كردن به خود و فراموش كردن ديگران از دست دادي. ديگر راه نجاتي براي تو نيست و بعد فرشته ناپديد شد....!


--------------------------------------------------------------------------------

فقر و مرگ

آگهی های ترحیم روزنامه را که خواندم
با خودم گفتم:
چرا هر روز اینقدر دکتر، مهندس، مدیر شرکت و حاجی ... فوت می کنند؟
اما وقتی از قیمت چاپ آگهی های ترحیم مطلع شدم، فهمیدم
فقیرا ، همیشه بی سر و صدا می میرند


--------------------------------------------------------------------------------

لبخند

اطمينان داشتم كه مرا خواهند كشت. به همين خاطر خيلي ناراحت و عصبي بودم. جيب هايم را گشتم تا شايد سيگاري از بازرسي آنان در امان مانده باشد. يك نخ سيگار يافتم و چون دست هايم مي لرزيد آن را به دشواري ميان لبهايم نهادم. اما كبريت نداشتم، آنها قوطي كبريتم را گرفته بودند.
از ميان ميله هاي سلول به زندانبانم نگريستم. نگاهش از نگاهم گريزان بود، چون معمولاً كسي به مرده نگاه نمي كند. به صدا درآمدم و گفتم: ببخشيد، كبريت خدمتتان هست؟ نگاهم كرد، شانه هايش را بالا انداخت و براي روشن كردن سيگار به من نزديك شد.
كبريت را كه روشن كرد چشمانش ناخواسته به چشمانم دوخته شد. در اين لحظه، من لبخند زدم. نمي دانم چه دليلي داشت. شايد ناشي از حالت عصبي ام بود. شايد هم به خاطر اين بود كه وقتي آدم خيلي به كسي نزديك مي شود لبخند نزدن كار مشكلي بنظر مي رسد. به هر ترتيب، لبخند زدم. در آن لحظه، انگار جرقه اي ميان قلب هاي ما، ميان دو روح انساني، زده شد و مي دانم كه نمي خواست، اما لبخند من از لاي ميله هاي زندان عبور كرد و لبخندي روي لب هاي او پديد آورد. او سيگارم را روشن كرد اما دور نشد. مستقيماً به چشمان من مي نگريست و همچنان لبخند مي زد.
من نيز با لبخند به او جواب مي دادم، اما حالا به او به عنوان يك انسان و نه يك زندانبان مي نگريستم. نگاه هاي او نيز بعد تازه اي بخود گرفته بود. او پرسيد: ببينم، بچه داري؟
"بله دارم، ايناهاشون، ايناهاشون" كيفم را درآوردم و با دست هاي لرزان دنبال عكس خانواده ام گشتم. او نيز عكس بچه هاي خود را به من نشان داد و درباره اميدها و نقشه هايي كه براي آنان كشيده بود، صحبت كرد. اشك در چشمانم حلقه زد. به او گفتم ترسم از اين است كه ديگر بچه هايم را نبينم و شاهد بزرگ شدن آنان نباشم. چشمان او نيز پر از اشك شد.
بناگاه بي آنكه كلمه اي بر زبان بياورد، قفل سلولم را باز كرد و مرا به آرامي بيرون برد. سپس، مرا از طريق راه هاي مخفي، از زندان و بعداً از شهر خارج كرد. آنجا، در بيرون شهر مرا رها ساخت و باز بدون اينكه كلمه اي بر زبان جاري سازد به شهر بازگشت.
"زندگيم را با يك لبخند باز يافتم"


--------------------------------------------------------------------------------

حکایتی از کریم خان زند

مردي به دربار خان زند مي رود و با ناله و فرياد مي خواهد تا كريمخان را ملاقات كند... سربازان مانع ورودش مي شوند ! خان زند در حال كشيدن قليان ناله و فرياد مردي را مي شنود و مي پرسد ماجرا چيست؟ پس از گزارش سربازان به خان ؛ وي دستور مي دهد كه مرد را به حضورش ببرند... مرد به حضور خان زند مي رسد و کریم خان از وي مي پرسد : چه شده است چنين ناله و فرياد مي كني؟ مرد با درشتي مي گويد دزد ، همه اموالم را برده و الان هيچ چيزي در بساط ندارم ! خان مي پرسد وقتي اموالت به سرقت ميرفت تو كجا بودي؟! مرد مي گويد من خوابيده بودم!!! خان مي گويد خب چرا خوابيدي كه مالت را ببرند؟ مرد در اين لحظه آن چنان پاسخي مي دهد كه استدلالش در تاريخ ماندگار مي شود و سرمشق آزادي خواهان مي شود ... مرد مي گويد : من خوابيده بودم ، چون فكر مي كردم تو بيداري...! خان بزرگ زند لحظه اي سكوت مي كند و سپس دستور مي دهد خسارتش از خزانه جبران كنند و در آخر مي گويد : اين مرد راست مي گويد ما بايد بيدار باشيم...


--------------------------------------------------------------------------------

شریک

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.
بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می کردند و به راحتی می شد فکرشان را از نگاهشان خواند:
«نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند .»
پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد ، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست.
یک ساندویچ همبرگر ، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.
پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه ی مساوی تقسیم کرد.
سپس سیب زمینی ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد.
پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آنها نگاه می کردند و این بار به این فــکر می کردند که آن زوج پیــر احتمالا آن قدر فقیــر هستند که نمی توانند دو ساندویچ سفــارش بدهند.
پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب زمینی هایش. مرد جوانی از جای خو بر خاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیر مرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد. اما پیر مرد قبول نکرد و گفت : « همه چیز رو به راه است ، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم . »
مردم کم کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می خورد، پیرزن او را نگاه می کند و لب به غذایش نمی زند.
بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آنها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیر زن توضیح داد: « ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.»
همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد ، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: «می توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟»
پیرزن جواب داد: «بفرمایید.»
- چرا شما چیزی نمی خورید ؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید . منتظر چی هستید؟ »
پیرزن جواب داد: منتظر دندانهــــــا


--------------------------------------------------------------------------------

شانس

یک خانم 45 ساله که یک حملهء قلبی داشت و در بیمارستان بستری بود .
در اتاق جراحی که کم مونده بود مرگ را تجربه کند خدا رو دید و پرسید آیا وقت من تمام است؟ خدا گفت:نه شما 43 سال و 2 ماه و 8 روز دیگه عمر می کنید.
در وقت مرخصی خانم تصمیم گرفت در بیمارستان بماند و عملهای زیر را انجام دهد
کشیدن پوست صورت-تخلیهء چربیها(لیپو ساکشن)-عمل سینه هاو جمع و جور کردن شکم .
فقط به فکر رنگ کردن موهاش و سفید کردن دندوناش بود !!!!
از اونجايي كه او زمان بيشتري براي زندگي داشت از اين رو او تصميم گرفت كه بتواند بيشترين استفاده را از اين موقعيت (زندگي) ببرد.بعد از آخرين عملش او از بيمارستان مرخص شد
در وقت گذشتن از خیابان در راه منزل بوسیلهء یک آمبولانس کشته شد .
وقتی با خدا روبرو شد او پرسید:: من فکر کردم شما فرمودید من 43 سال دیگه فرصت دارم چرا شما مرا از زیر آمبولانس بیرون نکشیدید؟
خدا جواب داد :من شمارو تشخیص ندادم!!!
نتیجه : اونقدر روی شانس های دوباره سرمایه گذاری نکن !
نتیجه 2: اونقدر خودتو عوض نکن که خدا هم نشناستت


--------------------------------------------------------------------------------

لیلی یک ماجراست

خدا گفت: ليلي يک ماجراست، ماجرايي آکنده از من. ماجرايي که بايد بسازيش. شيطان گفت: تنها يک اتفاق است. بنشين تا بيفتد. آنان که حرف شيطان را باور کردند، نشستند و ليلي هيچ گاه اتفاق نيفتاد. مجنون اما بلند شد، رفت تا ليلي را بسازد.

خدا گفت: ليلي درد است. درد زادني نو. تولدي به دست خويشتن. شيطان گفت: آسودگي ست. خيالي ست خوش. خدا گفت: ليلي، رفتن است. عبور است و رد شدن. شيطان گفت: ماندن است. فرو رفتن در خود. خدا گفت: ليلي جستجوست. ليلي نرسيدن است و بخشيدن. شيطان گفت: خواستن است. گرفتن و تملک. خدا گفت: ليلي سخت است. دير است و دور از دست. شيطان گفت: ساده است. همين جايي و دم دست. و دنيا پر شد از ليلي هاي زود. ليلي هاي ساده اينجايي. ليلي هاي نزديک لحظه اي. خدا گفت: ليلي زندگي ست. زيستني از نوعي ديگر. ليلي جاودانگي شد و شيطان ديگر نبود. مجنون، زيستني از نوعي ديگر را برگزيد و مي دانست که ليلي تا ابد طول مي کشد

منبع : سايت اجتماعى ادبى على وارم

 

+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت10:4توسط پیمان |
آیا می دانید ؟
 

 

 

 

- اعلامیه استقلال آمریکا بر روی کاغذهای ساخته شده با برگ حشیش نوشته شده!

- در سال 1996، 315 مورد اشتباه در دیکشنری معروف Webster وجود داشت!

- شکلات بر روی سیستم عصبی و قلب سگ تاثیر مخربی بجا می گذارد، به وسیله چند اونس شکلات به راحتی میتوان یک سگ متوسط الجثه را از پای در آورد.

- بیشتر رژهای خانمها از پولک ماهی و پای مرغ درست شده اند!

- فضانوردان اجازه ندارند که قبل از رفتن به فضا لوبیا بخورند! چون باد شکم، لباس فضایی اونها رو خراب می کنه.

- تعداد آدمهایی که هر ساله بر اثر سقوط از روی الاغ می میرند از تعداد آدمهایی که بر اثر سقوط هواپیما می میرند بیشتر است!

- هنگام خوابیدن، بدن بیشتر از هنگام تماشای تلویزیون کالری مصرف می کند.

- زهره تنها سیاره ای است که در جهت عقربه های ساعت به دور خودش می چرخد.

- بیشتر گرد و غبار موجود در منزل از پوست مرده ای است که از بدن شما می ریزد.

- والت دیسنی (موسس شرکت والت دیسنی و خالق میکی ماوس) از موش می ترسید!

- الفباى هاوایى تنها ١٢ حرف دارد.

- مقدار پولى که هر روز براى بازى «مونوپولى» چاپ مى ‌شود بیشتر از پولى است که در خزانه ‌دارى آمریکا چاپ مى شود.

- فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از ۱۱۶ سال عمر می کند

- هر آمریکایی به طور میانگین ۲ کارت اعتباری دارد

- قلب انسان می تواند خون را ۱۰ متر به بیرون پرتاب کند

- زنان تقریبا ۲ برابر مردان چشمک می زنند

- لئوناردو داوینچی قیچی را اختراع کرد

- درآمد مایکل جوردن از کمپانی نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانی در کشور مالزی است

- هر انسانی در طول زندگیش به طور میانگین ۸ عنکبوت را در حال خواب می خورد

- جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است

+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت0:45توسط پیمان |
نیمه ی پنهان اینترنت !

 

 

یک ترم یک دانشجو چگونه میگذرد؟ ( طنز )

 

 

شروع ترم





یک هفته بعد از شروع ترم







دو هفته بعد از شروع ترم





قبل از میان ترم





در طول امتحان میان ترم





بعد از امتحان میان ترم






قبل از امتحان
پایان ترم





اطلاع از برنامه پایان ترم










7 روز قبل از پایان ترم







6 روز قبل از پایان ترم







5 روز قبل از پایان ترم







4 روز قبل از پایان ترم







2 روز قبل از پایان ترم







1 روز قبل از پایان ترم





شب قبل از امتحان







1 ساعت قبل از امتحان





در طول امتحان






هنگام خروج از
سالن امتحان




+نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت0:36توسط پیمان |
داستان مردی که زن شد !
 

 آقایی از اینکه هر روز به سرکار برود در حالیکه خانمش هر روز در خانه باشد .خسته شده بود او می خواست زنش ببیند به او در بیرون چه می گذرد.بنابر این دعا کرد :خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم در خانه می ماند. من می خواهم او بداند به من چه می گذرد؟بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد بهشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.خانه رو جارو کرد, برای گرفتن سپرده به بانک رفت به بقالی رفت جای خواب گربه هارو تمیز کرد سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود که او با عجله مشغول درست کردن رختخوابها -به کار انداختن لباسشویی-جارو و گرد گیری -وتی کشیدن آشپز خانه-رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل -آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه -اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و.......... (از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد).در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود.. به رختخواب رفت در حالیکه باید رضايت همسر در رختخواب را هم تامين کند ...صبح روز بعد بلافاصله بعد از بیدار شدن از خواب گفت :خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم که به موندن زنم در منزل روزانه غبطه می خوردم لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم .خداوند با معرفت لامتناهی خود جواب داد:پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی باید 9 ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

 

 

+نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت3:57توسط پیمان |
رمز پنهان در انگشت حلقه چيست؟
 
چرا حلقه‌ي ازدواج بايد در انگشت چهارم قرار بگيرد؟

مراحل زير را به ترتيب انجام دهيد تا معجزه‌اي شگفت‌انگيز را متوجه شويد.

ابتدا كف دو دست‌تان را روبه‌روي هم قراردهيد و دو «انگشت مياني» دست‌هاي چپ و راست‌تان را پشت به پشت هم بچسبانيد. چهار انگشت باقي‌مانده را از نوك آن‌ها به هم متصل كنيد. به اين‌ترتيب، تمامي پنج انگشت به قرينه‌شان در دست ديگر متصل هستند.

- سعي‌كنيد « انگشت‌‌هاي شست » را از هم جدا كنيد. انگشت‌هاي شست، نمايانگر « پدر و مادر» هستند. انگشت‌هاي شست مي‌توانند از هم جدا شوند زيرا تمام انسان‌ها روزي مي‌ميرند. به اين‌صورت پدر و مادر، روزي ما را ترك خواهند كرد و خود ما نيز زماني كه شريك زندگي مان را انتخاب كنبم ،خانه ي پدري را ترك مي كنيم .

- دوباره انگشت‌هاي شست را به هم متصل‌كرده و سعي‌كنيد «انگشت‌هاي دوم» را از هم جدا نماييد. انگشت‌هاي دوم (انگشت اشاره) نمايانگر «خواهران و برادران» هستند. آنان هم براي خود ، همسر و فرزنداني دارند. اين هم دليلي است كه آنان ما را ترك كنند.

- حال پس از متصل كردن انگشت‌هاي اشاره ، سعي‌كنيد « انگشت‌هاي مياني » را از هم جدا كنيد. انگشت‌هاي مياني، نمايانگر «خود» ما هستند كه وجود آن‌ها نشانه‌ي ارتباط ما با كل اعضاي خانواده مي‌باشد.

- اكنون انگشت‌هاي مياني را روي هم بگذاريد و «انگشت‌هاي كوچك» را از هم جدا كنيد. انگشت كوچك، نماد «فرزندان» هستند. دير يا زود آنان ما را ترك مي‌كنند تا به‌دنبال زندگي خود بروند.

- انگشت‌هاي كوچك را نيز روي هم بگذاريد. سعي‌كنيد «انگشت‌هاي چهارم» (همان‌ها كه در آن حلقه‌ي ازدواج را قرارمي‌دهيم) را از هم باز كنيد. به احتمال زياد متعجب خواهيد شد كه به‌سختي مي‌توانيد آن‌ها را از هم باز كنيد به اين دليل كه آن‌ها نماد « زن و شوهر » هستند و براي تمام عمر به هم متصل باقي‌مي‌مانند...!

 

یکی از قدیمیترین مراسم ازدواج دست کردن حلقه ازدواج است. می گویند رگی در انگشت سوم دست چپ به نام "ونا آموریس"‌است که مستقیما به قلب می رود با محصور کردن این انگشت،‌ قلب شما به وثیقه گذاشته می شود. عادت حلقه به دست کردن را اولین بار به طور رسمی ١۵٠٠ سال پیش پسر هنری هشتم (انگلستان)‌ در کتاب "آداب عبادت"‌ ذکر کرد. اما گفته می شود اولین بار ایتالیایی ها هنگام ازدواج به یکدیگر حلقه الماس هدیه می دادند و براین باور بودند که الماس شعله عشق را روشن نگاه می دارد. اما قدیمی ترین حلقه های یافت شده متعلق به مصر باستان با قدمت ۴٨٠٠ سال است اون قدیمها حلقه ها بیشتر از جنس آهن به نشانه استحکام و استواری بود و بعدها نقره و طلا به خاطر زیباییشان جایگزین آن شدند.

جالب اینجاست که برخی ملل چندین حلقه دارند مثلا اسکاندیناویها سه تا حلقه دست می کنند یکی هنگام نامزدی یکی هنگام ازدواج و یکی هم هنگام مادرشدن.

حلقه را در کدام دست می کنند؟

ایرانی ها حلقه را بیشتر دست چپ می کنند اما کشورهای غربی حلقه شان را در دست راست هم می اندازند. یهودی ها حلقه را به انگشت سبابه شان می اندازند که با آن انگشت آیات تورات را می خوانند .

 

مردهای از چه زمانی حلقه دست کردند؟

تا اواسط قرن ٢٠ فقط زنها به خاطر احترام و ظرافتشون حلقه می انداختند اما با آغاز جنگ جهانی دوم و دورشدن مردها از زنهاشون، مردها هم به یاد و خاطره زنها،‌ حلقه دستشون کردند .

اولین حلقه به طور رسمی چه زمانی بین یک زن و مرد رد و بدل شد؟

اولین حلقه رد و بدل شده به طور رسمی بین یک زن و مرد بین "کونزانسو اسفورزا" و "کامیلادی آروگانا"‌ در سال ١۴٧۵ بوده است.

چه کسی اولین بار پشت حلقه اش نوشته حک کرد؟

اولین نوشته روی حلقه مربوط به "آنا کلو"‌ همسر هاینریش هفتم است که در این حلقه نوشته بود "خدا مرا یاری کند تا این ازدواج پایدار بماند".

به هرحال حلقه ازدواج سمبل و نشانه آغاز و پایانی برای ازدواج است.

 

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت23:39توسط پیمان |
Apple



Apple

میوه مورد علاقه استیو جابز مؤسس و بنیانگذار شركت اپل، سیب بود و بنابراین اسم شركتش را نیز اپل (به معنی سیب ) گذاشت

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت9:34توسط پیمان |
خلاقیت در طراحی

یک بیلبورد تبلیغاتی و خلاقانه از مک دونالد” عنوان یکی از پربیننده ترین مطالب وبلاگ NAP Team است که به معرفی یک تبلیغ بسیار جالب از مک دونالد می پردازد.در این تبلیغ از تاثیر سایه برای ساخت یک بیلبورد تبلیغاتی استفاده شده است.تنها یک عکس از این تبلیغ را تا بحال دیده بودم اما Abduzeedo در پست “استفاده موثر از سایه در تبلیغات” علاوه بر جمع آوری تبلیغات جالبی که در آنها از سایه استفاده شده است، چندین عکس از بیلبورد مک دونالد را نیز گنجانده است:

abduzeedo-blog1.jpg

abduzeedo-blog2.jpg

abduzeedo-blog3.jpg

abduzeedo-blog4.jpg

 

 

منبع :napteam

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت8:2توسط پیمان |
در یک مورد ذهن اسکیزوفرنی از ذهن ما بهتر عمل میکند ...توهم ماسک توخالی!
آیا تا به حال از این واقعیت آگاه بودید که آنچه را که تصور می‌کنید می‌بینید، ممکن است دقیقا آن چیزی نباشد که واقعا وجود دارد! آیا می‌دانستید که مناطقی در مغز شما وجود دارد که پیام‌های عصبی بینایی را مورد پردازش قرار می‌دهند و حاصل کار این مناطق ممکن است تصویری ذهنی در مغز شما ایجاد کنند که تفاوت قابل ملاحظه‌ای با پیام‌های خام عصبی دارند؟

شاید تا به حال در کتاب‌های و صفحات اینترنتی به توهمات بینایی جالبی برخورده باشید و با این واقعیت آشنا شده باشید.

یک مثال ساده:

>———————————–<

<———————————–>

خط بالایی مقداری بلندتر از خط پایینی به نظر می‌رسد، در صورتی که هر دو خط طول یکسانی دارند!

در مورد خطاهای بینایی می‌شود، انواع و اقسام مثال‌ها را آورد، اما در این پست می‌خواهم در مورد خطای حسی‌ای بنویسم که افراد سالم را درگیر می‌کند و بیماران مبتلا به روان‌گسیختگی یا اسکیزوفرنی را نه!

یک توهم یا خطای حسی مشهور، توهم ماسک توخالی نام دارد. در این توهم، قسمت داخلی مقعر یک ماسک صورت به بیننده‌ها نشان داده می‌شود ولی در کمال تعجب تصویرسازی ذهنی از این تصویر چیز دیگری از آب درمی‌آید و بیننده‌ها تصور می‌کنند که قسمت بیرونی یا محدب ماسک به آنها نشان داده شده است!

ولی یک ذهن اسکیزوفرن، چنین پردازشی را تصویر انجام نمی‌دهد و همان چیزی را درک می‌کند که می‌بیند و در این مورد خاص، برخلاف افراد سالم درک صحیح‌تری نسبت به واقعیت دارد!!

بیماری اسکیزوفرنی را می‌توان مختصر و مفید به صورت جدا شدن و گسیختگی تفکرات یک فرد از واقعیت تعریف کرد. این بیماری با هذیان‌ها و توهمات و تفکرات غیرمنطقی که با توضیح و استدلال اصلاح نمی‌شوند، مشخص می‌شود.

در توهم ماسک توخالی شدت، شدت توهم به اندازه‌ای قوی است که حتی وقتی در موردش آگاه هم می‌شویم، نمی‌توانیم تصویر واقعی را درک کنیم. مثل این می‌ماند که ذهن ما ماسک را در دست گرفته و آن را برگردانده است.

اما نکته جالب این است که مشابه این توهم در مورد اشیای دیگر به وجود نمی‌آید، یعنی اگر ذهن ما سطح مقعر اشیایی دیگر را محدب‌سازی ذهنی نمی‌کند. بسیاری از دانشمندان علوم اعصاب بر این باورند که در مغز مناطق مخصوص پردازش چهره وجود دارد و اگر این مناطق آسیب ببینند با وجود سالم ماندن خاطرات و اعمال دیداری دیگر، فرد بیمار از تشخیص چهره‌ها عاجز می‌شود.

دو دانشمند دانشگاه لندن به نام‌های دیما و جاناتان رویزر تصمیم گرفتند که عملا این مسئله را مورد بررسی قرار دهند که چرا اسکیزوفرن‌ها در این مورد خاص کلک نمی‌خورند! آنها ۱۳ بیمار اسکیزوفرن و ۱۶ شخص سالم را پای دستگاه MRI عملکردی یا fMRI نشاندند و بعد تصاویر سه‌بعدی از چهره‌های محدب و قعر را به آنها نشان دادند. همان طور که انتظار می‌رفت همه اسکیزوفرن‌ها گفتند که چهره‌های مقعر دیده‌اند، در جالی که افراد سالم گفتند که چهره‌های محدب مشاهده کرده‌اند.

این دو دانشمند، سپس اطلاعات MRI عملکردی را تحلیل کردند. آنها در این تحلیل از شیوه جدید استفاده کردند که می توانست نشان بدهد کدام مناطق مغز در حین انجام یک عمل خاص درگیر می‌شود. یافته آنها جالب بود:

وقتی به افراد سالم، تصاویری از چهره‌های مقعر نشان داده می‌شود، ارتباطات عصبی بین قشر پیشانی-گیجگاهی مغز و قسمتی از قشر پس سری مغز که مسئول حس پیام‌های دیداری است شکل می‌گیرد. اما در اسکیزوفرن‌ها چنین ارتباطات عصبی مشاهده نمی‌شود.

البته اسکیزوفرن‌ها تنها کسانی نیستند که چهره‌ها را به صورت مقعر درک می‌کنند، افراد مست و یا تحت تأثیر داروهای خاص هم ممکن است، چهره‌های مقعر را مقعر ببینند.

+نوشته شده در جمعه یکم آبان 1388ساعت7:43توسط پیمان |
عجیب ترین ساختمانهای جالب
 

در شهر ساژهي در تايوان تا سال ها خانه ها مشابه بشقاب پرنده ها بودند. طرح ساخت خانه هاي بشقاب پرنده اي در شهر ساژهي از سال 1978 آغاز شد و تا سال 1989 ادامه يافت. اما پس از مدتي اين سبك خانه هاي عجيب مدور و رنگي دل صاحبان آنها را زد و از مد افتادند. اكنون اين خانه هاي متروكه يكي از جلوه هاي شهر محسوب مي شوند اما دير يا زود طعمه بولدزرها خواهند شد.

اين سبد غول پيكر در واقع مقر شركت آمريكايي لونگابرگر در اوهايو است كه سبدهاي چوبي سنتي توليد مي كند.

اينهم نما و معماري تئاتر موزه سالوادور دالي در شهر فيگرس اسپانيا است كه بسياري از آثار اين هنرمند را در خود جاي داده است.

تصوير موزه كونستهاوس شهر گراتس در كشور اتريش با يك ساختار بيومورفيك اسرار آميز كه حيرت بيننده را برمي انگيزد و در سال 2003 افتتاح شده است.

ظاهرا اين ساختمان كه گويي دستي غول آسا آن را در هم فشرده در حال ريزش است اما خير اين بنا كه در شهر سوپوت در لهستان و در سال 2003 ساخته شده نامش كريوي دومك است . طبقه همكف اين ساختمان عجيب به فروشگاه ها و طبقه فوقاني به دفاتر كار اختصاص دارند.


 
تصوير معبد بودايي مشهور به لوتوس بهاپور در شهر دهلي نو ، پايتخت هند.

 
منظره كتابخانه شهر كانزاس سيتي در آمريكا كه معماري آن واقعا نشاندهنده نامش است.

تصوير هتل هرمي شكل ريوجيونگ در شهر پيونگ يانگ كره شمالي كه اگر احداث آن خاتمه مي يافت با 330 متر ارتفاع مي توانست مرتفع ترين هتل جهان باشد. عمليات احداث اين هتل در سال 1987 آغاز و در سال 1992 متوقف شد. در سال 2008 عمليات ساختماني ازسر گرفته شد اما چندان به سرعت پيش نمي رود.

معماري زيبا و حيرت آور اپرا و مركز فرهنگي هنري شهر والنسيا اسپانيا كه در سال 2005 افتتاح شد.

هتل دروژبا در يالتا واقع در شبه جزيره كريمه در اوكراين يادگاري از عصر شوروي است

+نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت4:2توسط پیمان |
ورزش های مناسب صبحگاهی برای جلوگیری از کمردرد

 

                         

         
                                  
          

 

                                             

      

 

                                                  

          

                                                 

            

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت4:21توسط پیمان |
می دونستین که ...
ـ پروانه ها با پای خود مزه را احساس میکنند .
ـ شتر در هنگام تشنگی میتواند ۹۵ لیتر آب را در کمتر از ۳ دقیقه بنوشد .
ـ تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.
ـ وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است .
ـ اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد .
ـ اولین آدامس را جان کورتیس در سال ۱۲۲۷ شمسی ساخت .
ـ تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیة چشم است .
ـ با ۳۰ گرم طلا میتوان نخی به طول ۸۱ کیلومتر درست کرد .
ـ سومریها در قرن چهارم قبل از میلاد خط را اختراع کردند .
ـ یک دهم مردم جهان در جزیره ها زندگی می کنند .
ـ اولین تمبر جهان در سال ۱۸۴۰ در انگلستان به چاپ رسید .
ـ فیل بالغ در روز ۲۲۰ کیلوگرم غذا و۲۰۰ لیتر آب مصرف میکند .
ـ تعداد حشرات موجود در ۵/۲ کیلومترمربع زمین کشاورزی از انسانهای موجود در کل دنیا بیشتر است.
ـ هرفرد عادی درسرخود ۹۰ تا ۱۲۰ هزار رشته مو دارد.
ـ ریش انسان بالغ بر ۵ تا ۱۵ هزار و یک ابرو ۴۵۰ تا ۶۰۰ تار مو دارد.
ـ گربه وسگ هر کدام ۵ گروه خونی دارند و انسان ۴ گروه.
ـ زنبور عسل دو معده دارد: یکی برای انبار کردن عسل ویکی برای غذا.
ـ سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.

ـ در سال ۱۹۸۰ بوتان تنها کشور جهان بود که تلفن نداشت.
ـ طول قد هر انسان سالم برابر ۸ وجب دست خود اوست.
ـ طول رگهای بدن انسان ۵۶۰ هزار کیلومتر است.
ـ در برج ایفل ۲۵۰۰۰۰۰ پیچ به کار رفته است.
ـ میزان انرزی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند؛ برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان در مدت یک میلیون سال کافی است.
ـ خنده آسانتر از اخم کردن است؛ برای خندیدن انسان از ۱۷ عضله صورت وگردن استفاده می کند در حالی که برای اخم کردن از ۴۰ عضله.
ـ گربه در گوشش ۳۲ عضله دارد.
ـ خرسها موجوداتی چپ دست هستند.
ـ مورچه به هنگام مسموم شدن همیشه روی پهلوی راست می افتد.
ـ در فصل پائیز ۷۰۰ تا ۹۰۰ هزار برگ درخت بلوط میریزد.
ـ درصورتی که زنی به کوررنگی مبتلا باشد ؛ فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.
ـ مغز انسان بیش از سایر اعضای بدن کار میکند وبیش از۲۰% از انرژی بدن را مصرف می کند.
ـ هر یک لیتر بنزین معادل ۵/۲۳ تن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.
ـ ۹۰% یخ دنیا در سرزمین های قطبی است.
ـ متوسط وزن مردان در کره زمین بیش از وزن زنان است.
ـ نیاز مردان به صحبت کردن در هر روز دوازده هزار واژه، و نیاز زنان ۲۳ هزار واژه است.
ـ اگر تکثیر باکتری تا ۲۴ ساعت ادامه یابد ، توده ۲ تنی از یک باکتری بوجود می آید.
ـ وسعت و عرض کهکشان راه شیری حدود ۷۰ هزار سال نوری است.
ـ سرعت گردباد گاهی به۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر در ساعت می رسد.
ـ عمیق ترین دریاچه جهان دریا چه بایکال در روسیه است که ۱۹۴۰ متر عمق دارد.
ـ حدود ۷ هزار نوع برنج مختلف در دنیا وجود دارد.
ـ یک میلیون کره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.
ـ ۱۳۰۰ کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.
ـ فنلاند از ۱۷۹ هزار و ۵۸۵ جزیره تشکیل شده است.
ـ زنبورها از بوی عرق بدشان می‌آید و به کسی که به نوعی بدنش بو دهد یا عطر و ادکلن زده باشد حمله می‌کند.
ـ‌ از بین رنگها رنگ سفید برای زنبور عسل آرامش دهنده و رنگ قهوه ای ناراحت کننده است.
ـ انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد.
ـ بدن زنبور داران در برابر نیش زنبورها مقاوم می‌شود و اغلب می‌توانند بیش از صد عدد نیش زنبور عسل را تحمل کنند و احساس ناراحتی هم نکنند.
ـ از آنجا که زنبور عسل بی نظمی را دوست ندارد،‌ اگر جلوی کندوی آنها بایستید و مانع رفت و آمد آنها شوید به شما حمله خواهند کرد.
ـ نور خورشید فقط تا عمق ۴۰۰ متری آب دریا نفوذ می‌کند.
ـ سختی آب مشابه سختی بتن است.
ـ رعد و برقی به طول ۶/۱ کیلومتر دارای الکتریسیته کافی برای روشن کردن یک میلیون لامپ است.
ـ‌ هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
ـ لایه پوستی که آرنج را پوشانده است هر ۱۰ روز یکبار عوض می‌شود.
ـ خون میگوها آبی رنگ است، عنکبوتها خونی روشن و شفاف دارند.
ـ دانه نوعی درخت غول پیکر از خانواده کاج فقط ۰۰۵/۰ گرم وزن دارد.
ـ ۸۵% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.
ـ تنها چیزی که در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد.
ـ زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد.
ـ مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین ۱۵ درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.
ـ مارها گوش ندارند و با زبان می‌شنوند، زیرا زبان آنها به امواج صوتی بسیار حساس است.
ـ عمیق ترین جای اقیانوسهای جهان در اقیانوس آرامو عمق آن ۱۱ کیلومتر است.
ـ اسب ماده ۳۰ دندان و اسب نر ۳۶ دندان دارد.
ـ زمان بارداری فیل به دو سال است.
ـ آمریکا ییها سالانه ۸۵ میلیون تن کاغذ مصرف می‌کنند.
ـ نوعی ماهی وجود دارد که با کمک باله هایش به سطح می‌آید و ۵/۱ دقیقه در هوا پرواز میکند و به شکار طعمه خود میپردازد.
ـ اختاپوس دارای بزرگترین چشمان است که گاهی به ۲۵ سانتیمتر یعنی اندازه یک توپ والیبال میرسد.
ـ مار آناکوندا تنها نمونه افعی است که بچه می‌زاید.
ـ‌ اولین زیر دریایی جهان در سال ۹۵۷ هجری شمسی طراحی شد.
ـ پروانه با پا شیره گلها را می‌چشد نه با زبان.
ـ تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از ۳۰ سال فراتر نمی‌رفت.
ـ خورشید روزانه معادل ۱۲۶ هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد.
ـ نمک بسیار بالای دریای بحرالمیت از زیست هرگونه ماهی در این دریا جلوگیری می‌کند.
ـ ۲۰ درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد.
ـ بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است.
ـ‌ خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است.
ـ در بین انواع خرس ، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد.
ـ خرس با تمام سنگینی خود میتواند با سرعت ۵۰ کیلومتر در ساعت بدود.
ـ حس بویایی خرس تقریبا ۱۰۰ برابرقوی تر از انسان است.
ـ خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است.
ـ خرس کوالا هر گز آب نمی‌نوشد و آب مورد نیاز خود را با خوردن برگ گیاهان تامین می‌کند.
ـ کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.
ـ بیماری قند اولین عامل کوری در مردم جهان است.
ـ یکی از رودهای کامبوج ۶ ماه سال ازشمال به جنوب و۶ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد.
ـ اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر وماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.
ـ ظروف پلاستیکی تقریبا ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه وفساد مقاومند.
ـ در خط استوا ، دمای هوا در تمام فصول سال تقریبا یکسان است.
ـ قاره کوچک استرالیا دارای بزرگترین منبع بوکسیت یا هیدروکسیدآلومینیوم در جهان است.
ـ هر قفل شماره‌دار ممکن است یک میلیون رمز داشته باشد.
ـ یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است.
ـ برج کج پیزا ۲۹۳ پله و برج ایفل ۱۷۹۲ پله دارد.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ جعبه سیاه هواپیمای تجاری نارنجی است.
ـ یک چهارم خاک روسیه در طول سال پوشیده از برف است.
ـ حس بویایی مورچه با حس بویاییسگ برابری می‌کند.
ـ چشم شتر برای محفوظ ماندن در برابر شنهای صحرا ۳ پلک دارد.
ـ تپش قلب گربه ۲ برابر قلب انسان است. قلب گربه در یک دقیقه بین ۱۱۰ تا ۱۴۰ بار می‌تپد.
ـ گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند.
ـ قدرت بینایی جغد ۸۲ برابر قدرت دید انسان است.
ـ اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها ۷۰ متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیها زیر آب میرود.
ـ مار میتواند تا نیم ساعت بعد از قطع سرش نیش بزند.
ـ همه سیاره های منظومه شمسی دور محور خود از غرب به شرق میچرخند به جز سیاره ناهید که از شرق به غرب میچرخد.
ـ دانشمندان دریافته اند که مورچه همچون انسان صبح به هنگام بیدار شدن خمیازه میکشند.
ـ در سال ۸۵۰ ه.ش. در شهر بازل سویس یک مرغ به سبب گذاردن تخم رنگی به طور رسمی به اعدام محکوم شد زیرا او را شیطانی می دانستند که به شکل مرغ درآمده است.
ـ تجربه نشان داده است که مرغ با شنیدن موسیقی تخم بزرگتری میگذارد.
ـ ویروس عامل آنفلوآنزا بیش از ۲۰۰ نوع دارد.
ـ هیتلر از مکانهای بسته بسیار وحشت داشت.
ـ انسان بالغ روزانه به هنگام کارهای سخت ممکن است تا ۱۵ لیتر عرق کنند.
ـ وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است.
ـ بیشترین حرف مورد استفاده در انگلیسی E و کمترین آن Q است.A را کشف کردوآن را برای چشم مفید دانست.
ـ مردم فیلیپین به بیش از هزار لهجه سخن میگویند.
ـ زرافه همواره ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله ۱۸۰ سانتیمتری به زمین میافتد.
ـ کره زمین سالانه شاهد بیش از ۵۰ هزار زمین لرزه است.
ـ تا سه هزار سال پبش عمر متوسط مردم مصر ۳۰ سال بود.
ـ قدرت سیب در تحریک دستگاه عصبی از کافئین بیشتر است.
ـ پنگوئن تنها شناگری است که نمیتواند پرواز کند.
ـ دندان انسان چندین برابر از صخره محکمتر و سخت تر است.
ـ ادیسون ۱۰۹۷ اختراع داشته است.
ـ در هر قطره آب ۳۳۰۰ میلیون اتم وجود دارد.
ـ قلب فیل در هر دقیقه ۲۰۰ بار می‌تپد.
ـ تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.
ـ ابوعلی سینادرحدود۲۳۸جلدکتاب نوشته است.
ـ ارسطو۲۰۰۰سال پیش ویتامین
ـ وزن جشم زرافه دو برابرمغزآن است.
ـ کره مریخ با سرعت۲۴۰کیلومتردر ساعت به دور خورشید می گردد.
ـ حروف ابجداز الفبای مردم فنیقیه اقتباس شده است.
ـ نخستین تقویم شمسی که شناخته شدتقویم مصریان است.
ـ کرمهای ابریشم در ۵۶ روز۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند.
ـ نوعی قورباغه وجود دارد که می‌تواند چندین ماه یخ بزند ودوباره به زندگی طبیعی باز‌گردد.
ـ پژوهشها ثابت کرده است که پشه بیشتر به سراغ کودکان وافراد بور میرود.
ـ هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه دو تار عنکبوت به هم شبیه نیستند.
ـ مجسمه آزادی نیویورک ۲۲۵ تن وزن دارد.
ـ مردم اندونزی به ۳۶۵ زبان صحبت می‌کنند.
ـ تعداد سلولهای بدن انسان ۱۰ برابر آدمهاست.
ـ مینای دندان محکم ترین جسم بدن است.
ـ ۶۴۰ ماهیچه در بدن وجود دارد.
ـ ماهیچه ها پرقدرت ترین جسم بدن هستند.
ـ آرواره ها فشاری به قدرت kg ۲۵۰ را بوجود می‌آورند.
ـ نازکترین پوست بدن ، پوست پلک وکلفت‌ترین پوست بدن را کف پا دارد.
ـ در یک ماه ۲۰ کیلو پوست از بین میرود .
ـ رشد ناخن نصف رشد مو می‌باشد.
ـ میانگین رشد ناخن دست ۴ برابر ناخن پا است.
ـ خون بعضی سخت تنان آبی است.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق ولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ خون به دلیل وجود آهن سرخ است.
ـ بدن انسان روزی یک لیتر بزاق تولید میکند.
ـ بدن ما ۵۰ هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.
ـ دو سوم اطلاعات مغز از بینایی است.
ـ سرعت نور یک میلیون بار سریعتر از صوت است.
ـ چشم ماهی مرکب بزرگترین چشم نسبت به جثه است.
ـ به طور متوسط روزی ۱۷۰۰۰ بار پلک میزنیم.
ـ از آنجا که آب رنگ قرمز را جذب می‌کند ، رنگ آب را سبز مایل به آبی میبینیم.
ـ چشم سالم میتواند ۱۰ میلیون رنگ را ببیند.
ـ ارتفاع ابر تا زمین در روز بیشتر از شب است .
ـ مار کبری تنها ماری است که قادر است فیلی را از پا در آورد .
ـ آب تا زمانی که حرکت دارد منجمد نمی‌شود.
ـ خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند .
ـ قطب جنوب از طبقات یخ تشکیل شده است وتنها نقطة جهان است که درآن زمین خشکی وجود ندارد.
ـ جنین در شکم مادر گاهی دچار ***که میشود .
ـ کوچکترین استخوان بدن در داخل گوش قرار دارد .
ـ کراوات از نام مردم کراوات گرفته شده است که برای اولین آن را بر گردن آویختند .
ـ غورباقة قابیل با لیس زدن انسان ، او را دچار هذیان گویی میکند .
ـ وطن اصلی اسفناج ایران است و ۱۵۰۰ سال پیش استفاده از آن در دنیا رایج شد .
ـ مورچه تنها موجودی است که در مقایسه با بدنش بزرگترین مغز را دارد .
ـ خودرو در سرعت ۴۰ تا ۵۵ کیلومتر در ساعت کمترین سوخت را مصرف میکند.
ـ متخصصان تغذیه به این نتیجه رسیده اند که ‌ر‌و‌ز‌ه بهترین بهترین رژیم برای کاهش دائمی وزن است .
ـ وزن جگر انسان حدود ۱/۳ کیلوگرم است وبزرگترین غده در بدن است .
ـ خرس بالغ میتواند همچون اسب بدود.
ـ زنبور عسل برای تولید ۴۰۰ گرم عسل که به دست ما میرسد دست کم ۸۰ هزاربار از کندو به صحرا میرود که اگر هر بار معادل یک کیلومتر مسافت طی کند برای به دست آوردن این مقدار عسل باید دو برابر محیط زمین را بپیماید .
ـ قلب
در هر دقیقه ۷/۴ لیتر خون در بدن پمپاژ میکند به این ترتیب در یک روز حدود ۷۶۰۰ لیتر خون در بدن پمپاژ میشود . اگر شخصی ۷۰ سال عمر کند قلب او در این مدت در حدود ۱۹۳ میلیون لیتر خون پمپاژ میکند وحدود ۵/۲ میلیارد بار میزند .
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت3:23توسط پیمان |
کدهای ایرانسل
ایرانسل همانطور که می دانید توانسته است با ارائه سرویس های قابل رقابت با شرکت ارتباطات سیار ، بازار خوبی را در جامعه امروزی موبایل ایران بدست آورد. در این تاپیک شمارو با چند کد سیم کارت های اعتباری شرکت ایرانسل آشنا می کنم:

سیم کارت های اعتباری :

*140*3*1*1#
فعال سازی پیامگیر

*140*3*1*3#
فعال سازی ذخیره شماره

*140*3*1*4#
حذف همه سرویس ها

*140*3*5#
دریافت تنظیمات MMS

*140*3*6#
دریافت تنظیمات GPRS

سیم کارت های دائمی :


*130*3*1*1#
فعال سازی پیامگیر

*130*3*1*3#
فعال سازی ذخیره شماره

*130*3*1*4#
حذف همه سرویس ها

*130*3*5#
دریافت تنظیمات Mms

*130*3*6#
دریافت تنظیمات Gprs


سرويس ذخيره شماره تماس گيرنده (Who Called):
اين سرويس شما را قادر مي سازد تا بدانيد در زماني كه در دسترس نبوده ايد، چه كساني با شما تماس گرفته اند. چنانچه تلفن همراهتان خاموش بوده يا خارج از محدوده پوشش شبكه باشد، كسي كه با شما تماس مي گيرد، به يك سرويس پيام گير هدايت مي شود كه در آنجا شماره اين شخص ذخيره مي شود. هنگامي كه تلفن همراهتان مجدداً در دسترس قرار گيرد، ليستي از تمام شماره هايي كه با شما تماس گرفته اند به همراه زمان اين تماسها از طريق SMS براي شما ارسال مي گردد.

اين سرويس و سرويس پيام گير صوتي نمي توانند همزمان فعال باشند. شما تنها مي توانيد از يكي از دو سرويس ذخيره شماره تماس گيرنده يا پيام گير صوتي در يك زمان استفاده نماييد.
+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت4:51توسط پیمان |
جالب و خواندنی ...

پیدایش جهان هستی

سرآغاز جهان در قرآن توصیف می گردد:

(بدیع السموات و الارض...) او پدید آورنده آسمان ها و زمین است... انعام /6

اطلاعات ارائه شده در قرآن با یافته های قطعی علم معاصر کاملا مطابقت دارد. نتیجه ای که فیزیک کیهانی امروزه بدان دست یافته ، آن است که هستی روی هم با ابعاد ماده و زمان، در نتیجه ی یک انفجار عظیم – که در بی زمان رخ داده- به وجود آمده است. این حادثه انفجار بزگ نامیده شده و با توجه به آن ، جهان در نتیجه  انفجار یک نقطه واحد، از عدم پدید آمد. مجامع علمی مدرن موافق هستند که در حال حاضر انفجار بزرگ تنها توضیح منطقی و قابل اثبات برای آغاز جهان هستی و چگونگی پیدایش جهان است.

پیش از انفجار بزرگ، هیچ چیزی به صورت ماده وجود نداشت و جهان از یک عدم وجود- که در آن نه ماده، نه انرژی و نه حتی زمان وجود داشته – پدید آمده و این وضعیت تنه به صورت مابعد الطبیعه قابل توصیف است. ماده، انرژی و زمان همگی بدون سابقه ی قبلی خلق شده اند. این حقیقت که اخیرا از طریق علم فیزیک مدرن کشف شد، 1400 سال قبل در قران به ما اعلام شده بود.

گسترش جهان

در قران- که 14 قرن پیش در زمانی نازل شد که علم نجوم هنوز در ابتدای راه بود- توسعه جهان این چنین توصیف شده است:

( و السماء بنینها باید و انا لموسعون) ذاریات /51

و ما آسمان را با قدرت بنا نهادیم و همچنان آن را گسترش خواهیم داد.

  کلمه ی آسمان که در این آیه آمده، در آیات مختلف قران به مفهوم فضا و جهان به کار رفته است. در اینجا باز هم این کلمه به همین مفهوم به کار می رود. در ادامه آیه بیان می شود که جهان، توسعه می یابد و این، همان نتیجه ای است که علم، امروزه به آن رسیده است.

 تا آغاز قرن بیستم، تنها دیدگاه رایج در جهان علم، آن بود که" جهان هستی ماهیت ثابتی دارد که از زمانی لایتناهی وجود داشته است." تحقیق، مشاهدات و محاسبات صورت گرفته به وسیله ی فن آوری مدرن ، نشان داده اند که در هر صورت، جهان آغازی داشته ودائما توسعه می یابد.

در آ؛از قرن بیستم، فیزیکدان روسی، الکساندر فرایدمن و کیهان شناس بلژیکی ، جرج لیمیتر به طور نظری محاسبه کردند که جهان در تغییر دائم و در حال توسعه است. به واسطه این حقیقت اطلاعات مشاهده شده در سال 1992 نیز ثابت گردید.

هنگامی که ادوین هابل ستاره شناس امریکایی با تلسکوپ ، آسمان را مشاهده کرد، دریافت که ستارگان و کهکشان ها دائما در حال دور شدن از یکدیگرند. جهای که در آن همه چیز دائما از هم دور می شوند، بر جهانی دلالت داشت که دائما توسعه می یابد.مشاهدات صورت گرفته در سال های بعد، تایی کرد که جهان هستی دائما در حال توسعه است. این حقیقت موقعی در قران شرح داده شد که هنوز برای همه ناشناخته بود؛ چرا که قران کلام خداوند خالق و فرمانروای کل عالم است.

انشعاب "آسمان ها و زمین"

آیه ی دیگری درباره ی خلقت آسمان ها ، این گونه بیان شده است:

( او لم یر الذین کفرو ان السموات و الارض کانتا رتقا ففتفنهما و جعلنا من الماء کل شی حی افلا یومنون) انبیا /21

آیا کافران نمی دانند که آسمان ها و زمین پیوسته بودند و ما از هم بازشان کردیم و هر چیز زنده ای را از آب آفریدیم؟ پس چرا ایمان نمی آورند؟

کلمه (رتق) به معنی (ضمیمه کردن و به هم چسباندن دو چیزاست). این کلمه برای اشاره به دو ماده مختلف که هر یک جزیی از یک کل را تشکیل می دهند، به کار برده می شوند. کلمه(فَتَقَ) نیز به (جداسازی دو چیز متصل به هم) است و در نقطه مقابل(رَتَقَ) قرار دارد. با این آگاهی موجود در ذهن، بار دیگر به این آیه نظر می کنیم. در این آیه، آسمان و زمین در ابتدا مشمول وضع(رتق) می گردند. آنها با بیرون آمدن یکی از دیگر جدا می شوند (فَتَقَ). وقتی کنجکاوانه نخستین لحظات انفجار بزرگ را به خاطر می آوریم، در می یابیم که نقطه واحد تمام عالم را در برگرفته بود. به عبارت دیگر، هر چیزی، از جمله(آسمان ها و زمین) که هنوزخلق نشده بودند،  در این نقطه در وضع (رتق) بوده اند. این نقطه به طرز وحشتناکی منفجر شد و ماده ای آن را(فتق) رساند و در این فرآیند، ساختار کل جهان خلق شد.

وقتی بیانات موجود در این آیه را با یافته های علمی مقایسه کنیم، می بینیم که این موضوعات با هم تطبیق می کنند. جالب آن که چنین یافته هایی تا قرن 21 به دست نیامده بودند.

مدارها

در هنگام اشاره به خورشید و ماه، در قرآن تاکید می شود که هریک در یک مدار معین حرکت می کنند.

(و هو الذی خلق الیل و النهار و الشمس و القمر کل فی یسبحون)  انبیا /21

او آن خدایی است که شب و روز و خورشید و ماه را آفرید و آنها در ندار فلکی خود سیر می کنند و شناورند.

در آیه دیگری نیز، ذکر می شود که خورشید ثابت نیست و در مداری معین حرکت می کند.

(و الشمس تجری لمستقر لها ذلک تقدیر العزیز العلیم) یس /36

خورشید به قرارگاه خود روان است، این نظم و قدرت خدای عزیز داناست.

این حقایق بیان شده در قرآن کریم در عصر ما از طریق مشاهدات نجومی کشف شده اند. بر طبق محاسبات متخصصان ستاره شناسی، خورشید با سرعت 720000 کیلومتر در ساعت در جهت ستاره ی "نسر ثابت" در مداری خاص به نام( راس خورشیدی) در حرکت است.

این بدان معنا است که خورشید تقریباً 17280000 کیلومتر در روز حرکت می کند. همرا با خورشید و همه سیارات واقمار درون سیستم گرانشی خورشید نیز همین مسافت را می پیمایند. به علاوه، همه ستارگان در عالم، در حرکت طراحی شده ی مشابهی می باشند.

این که کل عالم از راه ها و مدارهایی مانند این مورد پر باشد، را می توان از آیه زیر براشت کرد:

(و السماء ذاتِ الحبکِ) ذاریات /51

سوگند به آسمانی که دارای راه های نیکوست.

در حدود 200 میلیارد کهکشان در عالم وجود دارد که در هر یک تقریباً 200 میلیارد ستاره موجود است. بیشتر این ستارگان سیاراتی دارند و بیشتر آن سیارات دارای قمر می باشند. تمامی این اجران آسمانی در مدارهای دقیقاً محاسبه شده ای در حرکت اند. هر یک از انها برای میلیون ها سال، در امتداد مدار خود با نظم و هماهنگی کامل با اجرام دیگر شناور بوده اند. از این گذشته، چندین ستاره دنباله دار نیز در امتداد مدارهایی که برای آنها معین شده حرکت می کنند.

مدارهای موجود در عالم فقط به اجرام سماوی تعلق ندارند؛ کهکشان ها نیز با سرعت فوق العاده ای در مدارهای حساب شده ای سیر می کنند. در طول مدت این حرکات، هیچ یک از اجرام سماوی مسیر دیگری را قطع نمی کند یا با دیگری برخورد نمی نماید.

کروی بودن زمین

(خلق السموات و الارض بالحق یکور الیل علی النهار و یکور انهار علی الیل...) زمر /39

اسمان ها و زمین را به حق آفرید و شب  را بر روز و روز را بر شب داخل می کند.

در قران ، کلمات به کار رفته برای توصیف جهان، بسیار قابل توجه اند واژه ی عربی "تکویر" به معنی "پوشاندن "است. (به عنوان مثال در لغت نامه های عربی این کلمه برای عمل پیچیدن یک چیز به دور چیز دیگر- به طریقی یک عمامه پیچیده می شود به کار رفته است.)

اطلاعات ارائه شده در این آیه راجع به روز و شب – که همدیگر را می پوشانند- اطلاعات دقیقی را درباره ی شکل جهان در بر می گیرد. این مطلب تنها در صورتی می تواند درست باشد که زمین گرد باشد. یعنی از قران – که در قرن هفتم میلادی وحی شده- می توان گردی زمین را برداشت.

در عین حال باید یادآوری شود که آگاهی و علم ستاره شناسی آن زمان ، جهان را به طور متفاوتی می دید. در آن موقع تصور می شد که جهان سیاره ای مسطح است و کلیه ی محاسبات و توضیحات علمی نیز بر این عقیده استوار بودند. با این وجود ، آیات قران اطلاعاتی را در بر دارد که ما در قرن اخیر آموخته ایم. از آنجا که قران کلام خداوند است، برای توصیف جهان، صحیح ترین کلمات در آن به کلمات در آن به کار برده شده است.

سقف محفوظ

در قران خداوند توجه ما را به یک ویژگی بسیار جالب آسمان جلب می کند:

( و جعلنا السماءسقفا محفوظا و هم عن ایاتها معرضون) انبیا /21

و آسمان را سقفی محفوظ قرار داریم و آنها (کافران) از نشانه هایش روی گردانند.

این ویژگی آسمان، از طریق پژوهش علمی انجام شده در قرن بیستم اثبات شده است.جو اطراف زمین، اعمالی حیاتی را برای ادامه زندگی انجام می دهد. اگر چندین شهاب بزرگ و کوچک ویرانگر به زمین برسند، جو ، آنها را از افتادن بر روی زمین و صدمه زدن به موجودات زنده باز می دارد.

به علاوه، جو زمین اشعه نور را – که از فضا می آید و برای موجودات زنده مضر است- تصفیه می کند. جالب است که اتمسفر فقط اشعه بی ضرر و مفید را عبور می دهد و نور قابل رویت، نور نزدیک فرابنفش، و امواج رادیویی از آن می گذرند.

 کل این تشعشعات برای زندگی، حیاتی است. اشعه ی نزدیک فرابنفش، که فقط بخشی از آن از جو عبور داده می شود، برای فتوسنتز گیاهان و تمامی موجودات زنده بسیار مهم است. بیشتر اشعه فرا بنفش ساطع شده از خورشید، به وسیله لایه ازن جو تصفیه می شود و تنها یک بخش محدود و لازم طیف فرابنفش به زمین می رسد.عمل محافظتی جو در همین جا پایان نمی یابد. اتمسفر، زمین را از یخ زدن در سرمای فضا- که در حدود "270 درجه سانتی گراد" است- حفظ می نماید.

تنها اتمسفر نیست که زمین را از اثرات زیان آور حفظ می کند. علاوه بر اتمسفر، کمربند تابشی ون آلن – که لایه ای ایجاد شده از طریق میدان مغناطیسی زمین است – نیز مانند حفاظی در برابر تشعشع مضری که سیاره ی ما را تهدید می کند، انجام وظیفه می نماید. این اشعه- که دائما از خورشید و دیگر ستارگان ساطع می گردد- برای موجودات زنده مرگ آور است. اگر کمربند ون آلن وجود نداشت ، طغیان های عظیم انرژی به نام انفجارات خورشیدی که دائما در خورشید به وقوع می پیوندد حیات را در روی زمین کاملا نابود می کرد.

دکتر هوگ راس اهمیت کمربند ون آلن را برای حیات ما اینگونه بیان می دارد:

در واقع، زمین نسبت به هر سیاره ی دیگر سیستم خورشیدی، بیشترین تراکم را دارد. یک هسته نیکل –آهن، عامل میدان بزرگ مغناطیسی ماست. این میدان مغناطیسی حفاظ تشعشع ون آلن رابه وجود می آورد که زمین را از بمباران اشعه ای حفظ می کند . اگر چنین حفاظی وجود نداشت، حیات بر روی زمین ممکن نبود. تنها سیاره صخره ای دیگری که میدان مغناطیسی دارد، عطارد است. اما توان میدان آن صد بار از توان زمین کمتر است. حتی ونوس- که خواهر زمین محسوب می شود – میدان مغناطیسی ندارد. حفاظ تابشی ون آلن یک طرح منحصر به زمین است.

انرژی گسیل شده، تنها در یکی از این انفجار ها که در سال های اخیر کشف شده و محاسبه گردیده معادل صد میلیارد بمب اتمی ( شبیه به همان یک بمبی که در هیروشیما افتاد) می باشد. پنجاه و هشت ساعت پس از انفجار، مشاهده شد که عقربه های مغناطیسی قطب نماها حرکاتی غیر عادی نشان دادند و 250 کیلومتر بالاتر از اتمسفر زمین، دما ناگهان تا 2500 درجه سانتی گراد افزایش یافت.

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت4:49توسط پیمان |
یک فرمول جالب برای شکل های هندسی

تصور این مطلب که بتوان با یک معادله ساده  بازه وسیعی از شکل های هندسی  را بدست آورد همیشه هیجان انگیز بوده. یک محقق یک چننین فرمولی را ارئه داده و ادعا کرده که چون بسیاری از شکل ها در طبیعت و حتی تمدن های بشری از تغییر دایره بدست می آید بنابراین ساخت این قبیل شکل ها می تواند در مدل سازی ساختارهای طبیعی و یافتن بینشی صحیح از علت رشد عناصر طبیعت با فرمی خاص کمک می کند.
ابتدا با معادله یک مجموعه از شکل ها شروع می کنیم که فوق بیضی نامیده می شوند.

 

با دادن مقادیر مناسب به a،b و n می توان دایره ، بیضی، مستطیل و سایر شکل های متقارن را بدست آورد.بعنوان مثال اگر a=b وn=2 باشد ، این فرمول یک بیضی را می سازد.

از روی این فرمول می توان فرمولی مشابه در دستگاه مختصات قطبی بدست آورد . به این صورت که به جایXوY مقادیرX=rcosq و Y=rsinq  را جایگذاری کنیم. با این تغییر کوچک که برای بدست آوردن تقارن دورانی پارامتر زاویه ای m  را به این فرمول اضافه می کنیم.حاصل کار فرمول زیر می شود.

 

زمانی که n1 = n2 = n3 = 2 و m = 4 این فرمول یک بیضی را تولید می کند و دایره حالت خاصی که وقتی a = b اتفاق می افتد.

با آزمایش مقادیر مختلف به شکل هایی می رسیم که یاد آور فرم های طبیعی هستند. شکل زبر تعدادی از این فرم ها را نشان می دهد.

 

از چپ به راست

Nuphar luteum petiole (a=b=1, m=3, n1=4.5, n2= n3=10),
Scrophularia nodosa stem (a=b=1, m=4, n1 =12, n2=n3=15),
Equisetum stem (a=b=1, m=7, n1=10, n2=n3=6),
raspberry (a=b=1, m=5, n1=n2=n3=4),
starfish (a=b=10, m=5, n1=2, n2=n1=7)

« برای ترسیم این فرم ها می توانید از نرم افزار Maple  با کد زیر استفاده کنید.

 

 m:=5;

 n2:=7;

 n3:=7;

 n1:=2;

 a:=100;

 b:=100;

 

plot([(abs(cos(1/4*m*t)/a)^n2+abs(sin(1/4*m*t)/b)^n3)^(-1/n1),t,t=-Pi..Pi],coords=polar,thickness=2);

 

 

که بعنوان نمونه مقادیر فرم آخر برای پارامتر های فرمول جایگذاری شده»

 

این فرمول به ما اجازه می دهد تا سادگی و زیبایی خیلی از شکل های طبیعی درک کنیم که تنها در مقدار دهی به پارامترهای شان با هم متفاوتند.

کاهشی  بزرگ در پیچیدگی  شکل های طبعی و دیدی تازه نسبت به تقارن.

 

 

 

با مقدار دهی به پارامترهای فرمول میتوان بازه وسیعی از شکل های متفاوت را بدست آورد.

 

 این محقق اعتقاد دارد که با این فرمول ارتباطی شگفت آور میان شکل های طبیعی پیدا میشود و ابزاری مهم در مقایسه و مطالعه شکل های طبیعی است.

برای ما فعلا مشخص نیست که آیا این فرمول پاسخ گوی تقارن و فرم های طبیعی است یا نه ولی لا اقل راه را .برای ورود تصاویر گرافیکی جدید باز می کند.

 

این تصاویر با استفاده از همین فرمول زمانی که a = b = 1 وm متغیر است و n = n1 = n2 = n3   از 1 (در بالا سمت چپ) تا  8 (در پایین سمت راست) تغییر می کند.

و مطالبی در مورد ریاضی کاربردی

گروه فعلی ریاضی کاربردی دانشکده ریاضی، آمار و علوم کامپیوتر دانشگاه تهران از سال 1368 به صورت یک بخش مستقل از گروه ریاضی تفکیک و به پذیرش و آموزش دانشجو در دوره کارشناسی رشته ریاضی کاربردی پرداخت. از مهرماه 1372 بخش تحصیلات تکمیلی آن فعال گردید و به پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری اقدام نمود. با اصلاح ساختار تشکیلاتی دانشگاه تهران در سال 1384بخش ریاضی کاربردی به صورت یک گروه آموزشی مستقل سازمان یافته و همچنان فعالیت آموزشی و پژوهشی خود ادامه میدهد.

گرایش های تحصیلات تکمیلی این گروه در حال حاضر عبارتند از:

1- تحقیق در عملیات (Operations Research)

تحقیق در عملیات یکی از شاخه های اصلی ریاضی کاربردی است که حدوداً از بعد از جنگ جهانی دوم (سال 1945) تعریف و به عنوان یک رشته تحصیلی در دانشکده های ریاضی و بعضاً مهندسی صنایع تاسیس گردید. همانطور که از عنوان آن مشخص است، هدف این رشته تجزیه و تحلیل (تحقیق در) امور و عملیات سیستم های واقعی اعم از صنعتی، بازرگانی، آموزشی، خدماتی، اطلاعاتی و نظامی جهت برنامه ریزی و بهبود عملکرد آنها است. عناوین بعضی از گرایش های فرعی رشته تحقیق در عملیات عبارتند از: برنامه ریزی خطی و غیرخطی، بهینه یابی، شبیه سازی، کنترل تولید و برنامه ریزی سیستم های تولیدی، نظریه صف، شبکه های جریان و کنترل پروژه. در حال حاضر عمده تحقیقات دوره دکتری در این گرایش روی شبکه های جریان متمرکز گردیده است.

2- گراف و کاربردها(Graphs and Applications)

نظریه گراف ضمن اینکه یکی از بخش های با قدمت دانش ریاضی محسوب می گردد، یکی از پرکاربردترین شاخه های ریاضی در سایر علوم نیز می باشد. کاربردهای آن در بیولوژی، شیمی، فناوری نانو، تحقیق در عملیات و علوم مهندسی بسیار فراوان می باشد.

3- سیستم های دینامیکی (Dynamical System)

نظریه سیستم های دینامیکی و کنترل به بررسی رفتار کیفی پدیده های طبیعی و مصنوعی و کنترل آن می پردازد. این پدیده ها در حوزه وسیعی از بیولوژی و افتصاد گرفته تا تکنولوژی فضایی گسترده شده اند. ابزار ریاضی مورد استفاده نیز طیف وسیعی از دانش ریاضی را دربر می گیرد.

4- معادلات دیفرانسیل (Differential Equations)

نظریه معادلات دیفرانسیل یک بخش بنیادی از دانش ریاضی بوده و ضمن داشتن قدمت کاربردای بیشماری در فیزیک و مهندسی و پزشکی دارو به یقین می توان گفت یکی از پایه های اصلی این علوم معادلات دیفرانسیل است. برگزاری      کنفرانس ها و صرف بودجه های هنگفت پژوهشی خود دلیل نقش کلیدی و کاربردی این رشته در پیشرفت علمی و تکنولوژی می باشد.

علاقه مندان به هریک از گرایش های فوق الذکر می توانند با شرکت و قبولی در آزمون های مربوطه با استفاده از امکانات آموزشی و پژوهشی (آزمایشگاه ها و شبکه های  Internetو Interanet) گروه ریاضی کاربردی به تحقیق و پژوهش بپرداند. هرساله تعدادی دانشجو برای گرایش های چهارگانه فوق از طریق آزمون سراسری در مقطع کارشناسی ارشد و از طریق آزمون اختصاصی دانشگاه در مقطع دکتری پذیرفته می گردند.

در شرایط شرکت در آزمون ورودی دوره کارشناسی ارشد علاوه بر شرایط عمومی و اختصاصی اعلام شده توسط سازمان سنجش، داشتن مدرک کارشناسی ریاضی کاربردی که شامل دروس تحقیق در عملیات 1 و 2، آنالیز عددی، نظریه گراف و شبیه سازی کامپیوتری می باشد الزامی است.

در حال حاضر اعضای هیئت علمی این گروه شامل ١ استاد، ١ دانشیار و ٣ استادیار می باشد....

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت4:43توسط پیمان |
طراحی بسته بندی های زیبا و جالب

 

 

اشتباه نکنید این بسته بندی گوشت نیست این یک شلوارک است که شبیه بسته بندی گوشت زده شده است.

 

این هم ایده جالب از کمپانی Reebok برای کفش های صخره نوردی که از جعبه خودش هم بالا رفته.

 

این هم یک نوع شیشه شراب هستش که در نوع خودش جالب هست این طرح توسط آقای Jonas Forsman زده شده است که

برنده مسابقات 2006 Swedish packaging design award می باشد.

این هم یک ایده زیبا از دست همکارانی که همیشه سر غذا سر می رسند با این بسته هیچ کس به غذا شما دست نمی زند.

 

 

این هم بسته بندی زیبا یک مایع تمیز کننده که خانوما می تونن به جای دنبل هم ازش استفاده کنند.

 

 

 

اگه گفتین این دیگه چیـــه ؟ این یک تفنگ آبپاش نیست این یک تفنگ پر از ویسکی tequila هستش !

 

 

این هم از مزایا بازیافت کاغذ در کشور های پیشرفته که با اون کاغذ ها قوطی های کاغذی برای انواع نوشیدنی ها درست کردند.

 

 

این هم از شکل جدید نوشابه های کوکاکولا که برای Holiday تعطیلات سال نو میلادی زده شده.

 

 

 

این یک بسته بندی فوق العاده جالب از کمپانی NIKE هستش که وقتی شما درش رو باز می کنید و کفش جدیدتون را می خواهید

بردارید با صدای هورا و تشویق تماشگران رو به رو خواهید شد.

 

 

این هم یک جا موزی جالب

 

 

 

این چراغ نیست این یک بسته بندی نوشیدنی انرژی زا هستش که شبیه یک لامپ که با قدرت نورش همه جا را روشن می کند

به شما انرژی می دهد.

 

 

این هم بسته بندی جالب یک شکلات

 

 

هم ورزش کنید و هم نوشیدنی بنوشید .

 

بسته بندی جالب آب نارگیل

 

 

 

ابنکار از کمپانی Newton Running برای کاهش مصرف کاغذ و مقوا و استفاده از مقوا های بازبافتی ... شما که مقوا را نمی پوشید

کفش را می پوشید !

 

 

بسته بندی زیبا که در مغازه ها مدل زیبایی را به وجود می آورد و باعث جذب خریدار می شود

 

 

بسته بندی جاب شیر MILK

 

بسته بندی های زیر هم که اصلا نیازی به توضیح ندارند همه چیز گویاست

 

 

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت1:27توسط پیمان |
کاریکاتور های زیبای افراد معروف

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic

Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic


Image and video hosting by TinyPic



Image and video hosting by TinyPic
+نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت4:5توسط پیمان |
هوش ایرانیان نسبت به آمریکاییها
 

سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي 
رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در 
کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از 
آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ 
يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما 
ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. 
بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را 
زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد 
بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي 
ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي 
بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها 
را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز 
کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در 
کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي 
ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: 
صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک 
توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت 
کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و 
رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا
 

 
 
در تصویر 9 تصویر انسان گنجانده شده است.
-اگر 6 تای این تصاویر را پیدا کردید نشان میدهد که هوش معمولی دارید.

-اگر 7 تای این تصاویر را پیدا کردید نشان میدهد از آی کویی بالایی برخوردارید.

-اگر 8 تای این تصاویر را پیدا کردید نشان میدهد از هوش خوبی برخوردارید. مراقب خودتان باشید

. و اگر 9 تای این تصاویر را پیدا کردید نشان میدهد که از هوش بسیار بالایی برخوردارید و از نظر هوشی توانایی رقابت با شرلوک هلمز را دارید .
تست هوش


+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت23:34توسط پیمان |
اندر هندوانه هنر هم میباشد ....!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
+نوشته شده در دوشنبه یازدهم خرداد 1388ساعت10:17توسط پیمان |
عکسهای تبلیغاتی جالب
 

با این خمیردندان، آنقدر دندان هایتان درخشان خواهد شد که برای خوابیدن به مشکل بر می خورید!


یکی از تبلیغات سازمان محیط زیست: این تابلو طوری طراحی شده که محل سایه قسمت موج دار بالایی در ساعات مختلف روز تغییر می کنه و یادآور بالا آمدن سطح آب دریاها به دلیل گرمایش زمین هست.


این تابلو در عین حال که توجه را جلب می کند، دارای پیامی روشن نیز هست. 
ترجمه تابلو:
جلو بروید، بنوشید و رانندگی کنید، زندان، بیمارستان، مرده شورخانه

 


این  پوستر تبلیغاتی  که به سفارش گروه دکترهای جهان ( Doctor of the world ) برای نشان دادن میزان برخودرداری کشورهای جهان از خدمات پزشکی، طراحی شده است. آمار با یک رقم 1 که نشان دهنده یک پزشک است و تعداد افرادی که می توانند از خدمات آن پزشک بهره ببرند، نقشه جهان را تشکیل می دهند.

در پایین پوستر هم نوشته شده است: "همه مردم جهان نمی توانند وقتی به خدمات پزشکی احتیاج دارند، به یک پزشک دسترسی داشته باشند. این وضعیت بیشتر در مناطقی که جنگ، قحطی و امراض کشنده وجود دارند، به چشم می خورد. گروه دکترهای جهان تلاش می کنند که دست کم خدمات پزشکی ضرروری را برای همه مردم دنیا فراهم کند. به مردم کمک کنید، جهان به آهستگی در حال فراموش شدن است."

 

 


 

 این تبلیغ مربوط به یک سازمان اهدای خون در آسیا است

"زندگی یک نفر را نجات دهید تا در آینده زندگی خودتان را نجات دهید!"

 

 


در این بیلبورد از مخاطبین خواسته شده تا با ارسال اس ام اس به شماره های اعلام شده رای دهند که آیا نیروهای آمریکایی در جنگ ها  اشغالگر هستند یا آزادی بخش. رای آنها به محض ارسال روی بیلبورد ثبت می شود.

 

 


تبلیغ جالب و خلاقانه پاناسونیک

دوربینی مجهز به تشخیص چهره

 

 


تبلیغ جالب ساعت مچی

تصورش را بکنید که یک روز سوار اتوبوس می شوید به جای دستگیره ساعتی می بینید میتوانید مدل آن را بر روی دستتان امتحان کنید

 

 


تبلیغی  جالب در مورد جلوگیری از گرم شدن زمین و پیامد های حاصل از آن 

 

 


تبلیغ زوم دوربین المپیوس

اشیا را از نزدیک ببینید و لمس کنید…

 

 


تبلیغ جالب و خلاقانه حشره کش kwik کافی  است یک بار امتحان کنید تا نتیجه آن را ببینید  

 

 


تبلیغ جالب اتومبیل های فولکس

 سرعت بالای اتومبیل های فولکس در جاده

+نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت15:26توسط پیمان |
اس ام اس و sms و شعر و حدیث های زیبا درباره ی حضرت زهرا (س)

 

در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند

ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا . . .

.

.

.

جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند

تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه

.

.

.

حضرت فاطمه(س)  :

خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد

شهادت زهرای اطهر تسلیت باد . . .

.

.

.

ای بتول پاک السلام / قلب چاک چاک السلام

حاصل جوانی علی / ماه ارغوانی علی

لحظه ای درنگ کن بمان / وقت ناتوانی علی

بی تو سر بلند میکنند / دشمنان جانی علی

بی تو سجده میکند به خاک / روح آسمانی علی

.

.

.

یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند  . . .

.

.

.

ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان

قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو  . . .

.

.

.

مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره

.

.

.

منم زینب که بی دلدار مانده ست

به قلبم خون به چشمم خار مانده است

نگاهم خیره میماند همیشه

به آن خونی که به دیوار مانده است . . .

 

.

.

.

 


الا ای چاه یارم را گرفتند / گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی / همه دار و ندارم را گرفتند . . .

.

.

.

... خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر

ام الحسین ، شلفعه ی خلق به محشر

این غم نرود از نظر ما که ز کین شد

نیلی رخت از سیلی آن شوم بد اختر

یا رب تو غذابش بنما بیشتر از پیش

آنکس که به پهلوی وی از کینه زدی در

.

.

.

 

هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه هفت آسمان ها / در سینه خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست . . .

.

.

.

بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان

یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته

کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان

از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد

مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .

.

.

.

گل من که رنگش نیلی نبود / جواب محبت که سیلی نبود . . .

.

.

.

خدايا به سوز دل مولا علي-ع و به پهلوي بشکسته ي زهراي مرضيه-س

قَسمت مي دهيم که فرج منتقم شان را برساني .. آمين

.

.

.

 سرفصل کتاب آفرينش زهراست

روح ادب وکمال و بينش زهراست

روزي که گشايند در باغ بهشت

مسئول گزينش و پذيرش زهراست

.

.

.

گرچه مظلومي مولا سندي معتبر است اين سند ثابت و امضا شده با ميخ در است.

.

.

.

بانو نمي يابيمت ، اما کنار تو گريه مرسوم است ، مگر مي توان پهلوي تو بود و

شکسته نبود . نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / ديد بار شيشه داري ، سنگ زد

.

.

.

 باد پاييزي اگر برگ خزان را مي برد

مهر زهرا هم گناه شيعيان را مي برد . . .

.

.

.

تا که پرسيدم ز منطق، عشق چيست
در جوابم اينچنين گفت و گريست
ليلي ومجنون همه افسانه اند
عشق تفسيري ز زهرا (س)وعليست(ع)

.

.

.

يا علي رفتم بقيع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

يا علي قبر پرستويت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبويت کجاست

هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

.

.

.

از فاطمه اکتفا به نامش نکنيد / نشناخته توصيف مقامش نکنيد

 

 

هر کس که در او محبت زهرا نيست / علامه اگر هست سلامش نکنید . ..

.

.

.

بر عالميان رحمت رحمان زهراست

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

.

.

.

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها و سر مستودع فيها به عدد ما احاط به علمک

.

.

.

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد . ..

.

.

.


حضرت زهرا (س) فرمود: خدايا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که براي آن خلق شده ام.

.

.

.

 

 

نيکي به پدر و مادر، موجب ايمني از خشم الهي است . (حضرت زهرا -س )

 

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت18:45توسط پیمان |
اولین ماشین ساخته شده از سبزیجات(ecof3racecar!!)....

یک ماشین مسابقه ی  جدید  عجیب و غریب که می تونه با سرعت 145 mph در هنگام ضربه هنرنمایی کنه  از سبزیجات ساخته شده و سوختش از شکلات می باشد!

این ماشین که بنام ecoF3 نامگذاری شده است ....چرخهایش از هویج و بدنه اش از سیب زمینی و صندلی هایش از سویا-اگه درست گفته باشم - (soy bean) ساخته شده است و سوختش از شکلات و روغن سبزیجات تامین می شود!


Image and video hosting by TinyPic


+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت8:53توسط پیمان |
تو به یاد من نبودی ...

 ای که با ناز نگاهت دلم و دیوونه کردی ...

  پا گذاشتی توی سینم ، توی قلبم خونه کردی ...

  دل تنهام زیر و رو شد ...

  با تو حرف زدن واسم یه آرزو شد ...

  طفلی قلب عاشق من به خودش می گفت همیشه ...

  آرزوی تو رو داشتن یه روزی راس راسی میشه ...

  ولی  آرزوم  بزرگ  بود ... 

  تو به یاد من نبودی ...

+نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت11:16توسط پیمان |
نیلوفر ...
 

نه به شاخ گل نه به سرو چمن پبچیده ام
شاخه تکم بگرد خویشتن پیچیده ام
 گرچه خاموشم ولی آهم بگردون می رود
دود شمع کشته ام در انجمن پیچیده ام
 می دهم مستی به دلها گر چه مستورم ز چشم
بوی آغوش بهارم در چمن پیچیده ام
جای دل در سینه صد پاره دارم آتشی
شعله را چون گل درون پیرهن پیچیده ام
نازک اندامی بود امشب در آغوشم رهی
همچو نیلوفر بشاخ نسترن پیچیده ام


رهی معیری

+نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت8:49توسط پیمان |
داستان واقعی : چقدر قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟
داستان ویلون نوازی در مترو

داستان واقعی : چقدر قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟

 

 

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت وبا عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل ) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون،برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الوویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ وشگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم، چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟
 

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت1:50توسط پیمان |