این جملات زیبا را روی تکه کاغذ بنویسید و در جاهای مختلف بگذارید تا همیشه جلوی چشمتان باشد. با مطالعه آنها انرژی مثبت خواهید گرفت.
روی آینه: تلاش میکنم عظمت در نگاهم باشد، نه در چیزی که به آن نگاه میکنم.
روی داشبورد ماشین: جایی که همسرتان آن را ببیند: در ذهنم مینویسم که امروز بهترین روز ساله.
پشت در خانه: سعی نمیکنم خاک اره رو دوباره اره کنم، گذشته رو فراموش میکنم.
جایی که دخترتان ببیند: عزیزم، خدا به تو چشم دوخته، پس ناامیدش نکن.
روی در یخچال: میدونم که علت هر شکستی، عمل کردن بدون فکر کردنه.
هر جایی که دوست دارید: حتی اگر به گل باغچه خودم آب بدم، کمک کردهام که دنیا قشنگتر بشه.
روی آینه: هر روز به تو لبخند میزنم و لبخندی از تو تحویل میگیرم، زندگی یعنی همین.
جایی که همسرتان ببیند: پیلهات را باز کن. تو به اندازه پروانه شدن زیبایی.
جایی که فرزندانتان ببینند: برای دادن گل به دیگران، منتظر مراسم تدفین آنها نباش.
روی تلویزیون: برای انجام دادن کاری بزرگ، کمی اشتباه هم ممکنه، نترس!
هر جایی که دوست دارید: پرواز حتی با بالهای بسیار کوچک هم ممکنه، بهونه نیار.
هر جایی که دوست دارید: بهار قشنگه، ولی باید یادم باشه که پاییز و زمستون هم هست.

به عقيده ي بسيارى از فلاسفه و دانشمندان، انسان موجودى مدنى است. به همين دليل محتاج به پناه و ياور و نيز يارى دلدارى است تا با او معاشرت داشته و در مسير پرپيچ و خم زندگى، غم خوارش باشد. ازدواج با رعايت اصول و شرايط لازم، استفاده از كمك مشترك را براى دختر و پسر جوان تسهيل مىنمايد و به آنها كمك مىكند تا در زندگى فردى و اجتماعى موفقيتهاى بيشترى به دست بياورند. حال آنكه دختران و پسران جوان مجرد از چنين كمكهايي بىنصيب مانده و از بسيارى موقعيتها و فرصتهاى مناسب كه در زندگى زناشويي به وجود مىآيند ، بىبهره مىمانند. بنابراين امر ازدواج براى زوجهاى جوان امرى ممدوح و پذيرفتنى است به گونهاى كه دختران و پسران جوان به محض رسيدن به شرايط و سن ازدواج بايد مبادرت به آن كنند. با اين وجود آمارهاى نگرانكنندهاى كه از اختلافات و جدايىها در ميان زوجهاى جوان حكايت دارند نشاندهنده ي اين نكته است كه بسيارى از دختران و پسران جوان راه و رسم همسردارى و همسرگزينى را نياموخته و ندانستهاند . بزرگ تر ها بايد اين آموزش ها را به فرزندانشان بدهند. علاوه بر اين ، همسران جوان بايد به نكاتى سخت توجه داشته و آنها را رعايت کنند تا زندگىشان در همان آغاز راه دچار تلاطم و تلخى نشود. برخى از اين نكات كه لازم است دختر و پسر جوان به كار گيرند به ترتيب زير است:
با هم و در كنار هم باشيد نه جدا از هم و رو در روى هم!
1- زندگى مشترك عرصه كمال است نه صحنه ي پيكار. بنابراين يار و ياور هم باشيد و سعى نكنيد بر همسرتان تسلط يابيد. به عبارت ديگر با هم و در كنار هم باشيد نه جدا از هم و رو در روى هم! خانواده زمانى موفق خواهد بود كه در آن هماهنگى وجود داشته باشد و همه اعضا در يك محفل انس با كمال صميميت و شادى زندگى كنند. بنابراين همسران جوان بايد از هر نوع رفتارى شامل طعنهزدن، تحقير و مقايسه كردن همسر با ديگران و ... پرهيز نمايند.
2 - از ابراز محبت نسبت به يكديگر دريغ نورزيد. ابراز محبت بهموقع در زندگى مشترك، نشاط و طراوت و علاقه را به دنبال خواهد داشت. اين امر فقط لازمه ي چند روز نخستين ازدواج نيست بلكه با گذشت زمان نهال نوپاى زندگى به درختى تناور تبديل مىشود كه نياز بيشترى به آبيارى دارد. با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، مىتوان اين درخت تناور را براى هميشه بارور و باطراوت نگاه داشت و بر نشاط آن افزود.
نحوه نگريستن هر يك از ما به ديگرى، به « چگونه بودن ما » بستگى دارد نه به
« چگونه بودن او ».
3 - با محبت به هم نگاه كنيد. نحوه ي نگريستن هر يك از ما به ديگرى، به « چگونه بودن ما » بستگى دارد نه به « چگونه بودن او ».
شيفتگى زمانى حاصل مىشود كه فكر كنيد همسرتان فردى باشكوه، ناب، صميمى، خوشخُلق و خوشبرخورد است. اين شيوه نگرش به همسران جوان مىآموزد به جاى اينكه عشق را جستجو كنند، با عشق و محبت به زندگى نگاه كنند.
زبان نگاه، زبان مؤثرى است. شما با نگاه كردن به طرف مقابل به او مىفهمانيد به صحبت كردن با وى علاقهمند هستيد. حالات نگاه كردن اثر معجزهانگيزى در ايجاد صميميت ميان زوجين جوان دارد. ميل به صميميت نه تنها جنبه جسمى بلكه جنبه روانى نيز دارد.
4ـ وقتى زن يا مرد جوان اشتباه مىكنند ،صادقانه و صميمى اعتراف كنند. صداقت و اظهار پشيمانى و ندامت تنها علاج واقعه است. قبول نكردن اشتباه و نپذيرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.
5 - اگر خطايى از همسر خود مشاهده نموديد ، زود از كوره در نرويد و سفره دلتان را نزد هر كسى باز نكنيد. به خصوص پيش پدر و مادرتان درددل نكنيد زيرا اين كار موجب سرافكندگى همسرتان شده و امكان آشتى را بسيار ضعيف مىكند.
6 - اگر مىخواهيد عشق و علاقهتان تداوم داشته باشد ، نخست بايد بدانيد زمان كافى را براى با هم بودن و ابراز محبت كردن اختصاص بدهيد. سعى كنيد به انگيزه ي عشق و ازدواجتان بينديشيد ، با همسرتان در باره ي نخستين روزهاى آشنايى و دوران خوشِ اولين روزها گفتگو كنيد. يادآورى شادىها و رويدادهاى شيرين، هم وجودتان را گرم كرده و هم تازگى و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد كرد.
زوجهاى جوان بايد به خاطر داشته باشند كه مسائل و موارد اختلاف و يا اختلافبرانگيز را براى رسيدن به يك ديدگاه مشترك طرح نمايند، نه به تكرار و تثبيت كدورتها و دشمنىها.
7 - انعطافپذيرى يكى از ويژگىهاى مهم براى ايجاد سازگارى بيشتر و سلامت روانى است. با چشمپوشى و نرمش نسبت به برخى رفتارهاى كودكانه و لجبازىها نه تنها مىتوان از تنشهاى بىدليل پيشگيرى نمود ، بلكه مىتوان از همان اول زندگى بنياد خانواده را مستحكم نمود. زوجهاى جوان بايد به خاطر داشته باشند كه مسائل و موارد اختلاف و يا اختلافبرانگيز را براى رسيدن به يك ديدگاه مشترك طرح نمايند، نه به تكرار و تثبيت كدورتها و دشمنىها.
منبع : تبیان دات نت

«كودكان چقدر حق دارند درباره مسائل جنسي بدانند؟» اين سوالي است كه بيشتر پدر و مادرها دستكم يك بار در مواجهه با سوالهاي كودكانشان از خود پرسيدهاند و نكته تاسفآور اينجاست كه جواب خيلي از آنها به اين سوال يك جمله كوتاه و دردسرساز است: «فعلا قدغن!»
گاهي وقتها، وحشت ما از خط قرمزهاي شرعي و عرفي آنقدر زياد است كه نهتنها ترجيح ميدهيم هرگز به حوالي آنها نزديك نشويم؛ بلكه حتي محافظهكاري را به حدي ميرسانيم كه از شرع و عرف هم پيشي ميگيريم و سختگيرانهتر از آنها عمل ميكنيم.
يكي از اين خط قرمزها، مسائل جنسي و آموزش آنها به كودكان است كه در صورت بيتوجهي والدين، ممكن است آنها و فرزندانشان را در آينده با مشكلات جدي مواجه كند.
چه وقت؟
دكتر رسول روشن، روانشناس كلينيك خانواده و سلامت جنسي در گفتگو با خبرنگارجامجم تاكيد ميكند: غريزه جنسي به عنوان يكي از غرايز طبيعي بشر نياز به تربيت شدن و پرورش دارد و قابل چشمپوشي نيست.
به گفته روانشناسان، بهترين زمان براي توضيح درباره مسائل جنسي زماني است كه كودكان اولين سوالهاي خويش را در اين باره مطرح ميكنند، با اين حال بهتر است اين پاسخها در قالبي غيرمستقيم و كمتر با پرداختن به همه جزييات مطرح شوند.
عضو هيات علمي دانشگاه شاهد، زمان آغاز آموزشهاي جنسي به كودكان را مربوط به سني خاص نميداند و معتقد است: تنها تفاوت اين نياز با نيازهاي ديگر، شيوه متفاوت آموزش آن است.
وي درباره شيوه متفاوت آموزش مسائل جنسي به كودكان توضيح ميدهد: اولين قدم براي آشنا كردن كودكان با مسائل جنسي، آموزش چگونگي برقراري ارتباط عاطفي به آنهاست.
رابطه عاطفي مطلوب و كافي با مادر، آموزش دوست داشتن و دوست داشته شدن و بخصوص ياددادن نحوه صحيح ابراز عواطف به كودكان، همگي بخشي از آموزشهايي هستند كه ميتواند كودكان را براي مواجهه با مسائل جنسي در آينده آماده كند. درمانگر كلينيك سلامت جنسي و خانواده، با تاكيد بر غيرمستقيم بودن آموزشها به كودكان در اين حوزه مثال ميزند: از حدود 6 سالگي كه كودكان به تفاوتهاي جنسي خود با همسالان پي ميبرند، ميتوان براي پاسخگويي به كنجكاويهاي آنان از روايت داستانهايي با اشاره به مضمون هويت جنسي استفاده كرد.
حيطه سني 6 تا 12 سال، زماني است كه به گفته اين روانشناس، كودك در آن، دوران نهفتگي جنسي را طي ميكند و والدين ميتوانند از اين فرصت براي آموزش ارزشهاي اجتماعي و مسائل اخلاقي بين دو جنس مخالف استفاده كنند.
به گفته اين عضو هيات علمي دانشگاه شاهد، كودكاني نيز وجود دارند كه زودتر از موعد مقرر، كنجكاويهاي جنسي را آغاز ميكنند كه در اين صورت والدين بايد درباره آنان با روانشناس مشورت كنند تا با روشهايي از قبيل بازيدرماني و.... از ايجاد پيامدهايي منفي در آينده جلوگيري كنند.
چرا بايد بدانند؟
روشن با اشاره به اين كه در كشورمان آگاهسازي كودكان نسبت به هويت جنسي بسيار محدود است و كودكان تنها در قالب جشنهاي شرعي مانند جشن تكليف و... تا حدي با اين مقوله آشنا ميشوند، ميگويد: ناآگاهي در زمينه مسائل جنسي و نفي مطلق آن، كودكان را كنجكاوتر ميكند و ممكن است آنان را به برقراري رابطه زودهنگام با جنس مخالف تحريك كند.
از سوي ديگر ناآگاهي كودكان در اين زمينه گاه به سوءاستفاده جنسي بزرگسالان از آنان منجر ميشود و در مواردي آنان را به سوي دوگانگي جنسي در بلوغ سوق ميدهد.
اما مهمترين نكتهاي كه درمانگر كلينيك سلامت جنسي و خانواده را به تاكيد بر آموزشهاي حساب شده جنسي به كودكان واميدارد، رضايت آنان از زندگي زناشويي در بزرگسالي است.
روشن اين باور را با يك سوال مطرح ميكند و ميپرسد: «چطور فرزندانمان را از دانستن درباره يكي از غرايز طبيعي بشر محروم ميكنيم و آن را امري ممنوع و قبيح جلوه ميدهيم؛ اما در بزرگسالي از آنان انتظار داريم پس از ازدواج، روابط زناشويي موفق داشته باشند؟»
منبع جام جم آنلاین
دوستي از دوجنس مخالف
ارتباط دختر و پسر و شرايط آن
يكي از نيازهاي اساسي زندگي انسان، تعامل و ارتباط با ديگران است. انسان در طول رشد خود، پيوسته براي بقا و پيشرفت خويش، محتاج ارتباط با ديگران است كه بين اين امر با سلامت رابطه اي نزديك وجود دارد. تمام انسان ها به دنبال يافتن كساني هستند كه با آن ها احساس خوش بختي كنند و از زندگي با آن ها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بيشتري كسب كنند. در بين ارتباطات انساني، نياز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعي از زندگي انسان مطرح مي شود و اين زماني است كه پسر و دختر تصميم مي گيرند تا همسر آينده را انتخاب كنند و در اين ارتباط مقطعي كه لازمه شناخت از همديگر است، اصولي مطرح هستند.
بايد توجه داشت كه نيروي پيوندجويي دو جنس مخالف، دل دادگي هاي پسرانه و دلبري هاي دخترانه و دل بستگي هاي طرفين، در قشر جوان وجود دارد. البته اين ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشكيل خانواده و بقاي نسل و ادامه حيات مي گردند، ولي بايد در چارچوب اصولي اخلاقي و شرعي باشند.
گاهي اين علاقه ي دروني به جنس مخالف و نياز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهاي اجتماعي و ديني خارج مي شود و به سوي بي عفّتي و گناه كشيده مي شود كه اين امر بسيار ناشايست و غيراخلاقي است.
در اين مقالات ، سعي خواهد شد تا چارچوب ارتباط با جنس مخالف، كه گاهي براي انتخاب همسر لازم است، طبق معيارهاي اسلامي و اخلاقي بيان گردد تا نوجوانان عزيز از شرايط آن مطّلع گردند. اما پيش از بيان اصول ارزشي و اخلاقي ارتباط، لازم است تعريف دوستي با جنس مخالف بيان گردد ـ تا خداي ناكرده ـ جوانان عزيز به اين عمل ضدارزشي و حرام گرفتار نشوند.
تعريف «دوستي دختر و پسر»
بر اساس قواعد كلي حاكم بر ارتباط ميان فردي، نمي توان هر ارتباطي را «دوستي دختر و پسر» ناميد، بلكه مي توان گفت: «دوستي دختر و پسر» يعني: ارتباطي كه بين دو جنس مخالف وجود دارد و در اين ارتباط، محبت، صميميت، عشق و علاقه ي قلبي ويژه وجود دارد و از اين رو، ارتباط دو كودك يا ارتباط تحصيلي يا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، كه براي اهداف خاصي است، نمي تواند از مقوله دوستي دختر و پسر باشد.
انگيزه هاي برقراري ارتباط با جنس مخالف
1. وعده ازدواج: يكي از بهانه هاي ارتباط بين پسران و دختران وعده ازدواج از ناحيه پسر است و معمولا با اين وعده ها پسران با دختران ارتباط پيدا مي كنند. در حقيقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با يكديگر رفاقت كرده، سعي مي كنند نيازهاي عاطفي همديگر را برآورده كنند، اما حقيقت امر اين است كه اين وعده ها در حدّ خيال بافي مي مانند و جامه عمل نمي پوشند; زيرا خانواده چنين افرادي را در حدّ لازم پخته و شايسته براي ازدواج نمي يابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوي پسر اگر هم صورت گيرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو مي شود و حتي اگر پسر به خواستگاري دختر نيز برود، خانواده دختر چنين ازدواجي را نمي پسندند. بنابراين، وجود فكر ازدواج در بين دختران و پسران تنها نوعي ساز و كار دفاعي براي ايجاد رضايت خاطر و رهايي از اضطرابي است كه در نتيجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهاي خانواده و جامعه صورت مي گيرد.
بهترين روش ايجاد ارتباط، در پرتو اصول ديني است كه خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاري كند و تحت نظارت والدين تحقيقات ادامه يابند و از خصوصيات همديگر مطلع شوند.
2. انگيزه جنسي: از انگيزه هاي ديگر ارتباط دختر و پسر بهره بري جنسي است. اين پديده در ميان اقشاري از جامعه كه از لحاظ رشد فكري و فرهنگي در انحطاط شديدي به سر مي برند، بيشتر ديده مي شود. اين افراد براي ارضاي غرايز جنسي خود، همه ي ارزش هاي خانوادگي و فردي خود را قرباني مي كنند و دست به رفتاري مي زنند كه براي اغلب افراد جامعه، بسيار پست تلقّي مي شود.
چنانچه اين ارتباط هاي ناپسند منجر به رابطه ي جنسي بين دختر و پسر شوند مشكلات زيادي را براي دختر، كه قرباني اصلي اين رابطه است به دنبال مي آورد. اشتغال ذهني درباره ي اين موضوع كه مبادا اين ارتباط براي او در آينده مشكل ساز باشد، تعادل رواني او را به نحو چشم گيري بر هم مي زند و فشار رواني زيادي بر او تحميل مي كند.
چنين دختراني در ازدواج با مشكل روبه رو مي شوند و حاضر به ازدواج نيستند و زماني كه با فشار خانواده روبه رو مي شوند و تن به ازدواج مي دهند، هميشه نگران افشاي رابطه گذشته خود هستند و از اينكه همسرشان از رابطه مخفي آن ها در گذشته آگاه شود رنج مي برند.
3. توهّم قدرت و جاذبه: يكي ديگر از انگيزه هاي دوستي با جنس مخالف اين است كه پسران داشتن دوست دختر را يك قدرت اجتماعي براي خود تصور مي كنند و دختران نيز داشتن يك دوست پسر را يك جاذبه فردي و اجتماعي براي خود به حساب مي آورند.
اما طول نمي كشد كه پي خواهند برد اين قدرت نمايي و جاذبه ارائه شده به قيمت از دست دادن بسياري از جاذبه ها و قدرت هاي اجتماعي و شخصيتي ديگر تمام شده، در نتيجه، دوستي ها به پايان مي رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندي خويش، دنيايي از تعارض را در درون دختر و پسر باقي مي گذارد.
4. پناه جويي به يكديگر: دختران و پسراني كه مورد بي محبتي در خانواده قرار مي گيرند و از وضعيت رواني و اجتماعي خويش ناراضي هستند و در اين زمينه، خود را سرگردان و آشفته مي يابند، از طريق برقراري روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد كسب رضايت و يا به عبارت ديگر، به دنبال يافتن شرايطي هستند كه براي آن ها اطمينان خاطر و رضايتمندي بيشتري فراهم كند و پناه گاهي براي جبران كمبود محبت خود فراهم سازند.
اما اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود جستوجو مي كنند هيچ گاه حاصل نمي شود; زيرا اين روابط پنهاني و به دور از چشم خانواده صورت مي گيرد. به همين دليل، دختر و پسر بايد وقت و توان زيادي صرف كنند تا بتوانند زمينه اين رابطه را فراهم كنند و تحمل ترس و اضطراب مستمري كه دو طرف بايد تحمّل كنند تا اين روابط از چشم آشنايان پنهان بماند، رضايتمندي و آرامشي را كه به دنبال آن هستند خنثي خواهد كرد.
در مقاله ي بعد به آثار ارتباط با جنس مخالف خواهيم پرداخت ودرمرحله ي بعدي به شرايط يک ارتباط صحيح مي پردازيم.
----------------------------------------------------------------------------
آنچه در این مقاله می خوانید آثار رابطه ی اشتباه با جنس مخالف است و شرایط برقراری ارتباط سالم وقصد داریم در مقالات بعدی به خواست خدا عواملی که در خانواده و اجتماع به این گرایش وتبعات آن دامن می زند را بررسی کنیم .
با ما همراه باشید
آثار رابطه با جنس مخالف
ارتباط با جنس مخالف، به خصوص اگر رابطه ای خارج از محدوده اخلاق و دستورات دینی باشد، آثار و تبعات زیان باری به دنبال دارد:
1. از بین رفتن كرامت انسانی و غرق شدن در گرداب شهوت ها: اگر انسان به غریزه جنسی به عنوان یك هدف و خارج از چهارچوب مقرّرات اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی بپردازد، هر عاملی كه بهتر و بیشتر به شهوت ها پاسخ دهد، جایز شمرده می شود و در این صورت، چشم چرانی، علاقه ی شهوانی به همجنس، خودارضایی، اعتیاد به عكس ها و فیلم های مبتذل و آزادی ارتباط دختران و پسران با یكدیگر پسندیده می نماید، حتی اگر با ضابطه های عقلی و دینی در ستیز باشند و به نابودی شرافت انسانی و جامعه بشری بینجامند!
با نگاهی به جوامع غربی پیامدهای منفی رابطه دختران و پسران را بر فرد و جامعه به خوبی درخواهیم یافت. در این جوامع، هدف انسان از زندگی و آینده روشن از میان رفته و افزایش روزافزون قتل و جنایت، اعتیاد، خودفروشی، آشفتگی روحی و روانی و دیگر آسیب های اخلاقی و انسانی، همه ناشی از غلبه ی شهوات و بی بند و باری بر عقل و ایمان است.
2. كاهش آرامش روانی و افزایش التهاب و اضطراب: برخی صاحب نظران غربی آزادی های جنسی را عامل آرامش روحی و زدودن عقده های درونی می دانند، ولی پس از اجرای فراگیر این راهكار در غرب، شاهد افزایش روزافزون آمار بیماری های روانی، خودكشی و جنایت های ناشی از ناكامی های جنسی می باشند.
روشن است كه گسترش محرّك های جنسی انسان را به رابطه گسترده با جنس مخالف می كشاند و هرگونه شكست در این راه، به آسیب بزرگ تری خواهد انجامید. این نوع رابطه هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای جنسی را به صورت آتشی شعله ور، عطشی روحی و خواست اشباع نشدنی درمی آورد. در نتیجه، با توجه به اینكه روح بشر فوق العاده تحریك پذیر است، اشتباه است كه گمان كنیم تحریك پذیری روح بشر محدود به حد خاصی است. هیچ نوجوان پسری از تصاحب دختران و هیچ دختری از متوجه كردن پسران و در نهایت، هیچ دلی از هوس، سیر نمی شود. تقاضای نامحدود، خواه و ناخواه، انجام ناشدنی است و همیشه همراه نوعی احساس محرومیت و دست نیافتن به آرزوهاست و به نوبه خود، منجر به اختلالات روحی و بیماری های روانی می گردد. البته همه این ها در صورتی است كه تقوا و ترس از خدا وجود نداشته باشد.
كسی كه تقوا دارد و حریم الهی را نگه می دارد خداوند او را برای نجات از گرداب های اخلاقی یاری می دهد.
3. پیدایش تنوّع خواهی و اثرگذاری آن بر انتخاب فرد در ازدواج: نوجوانان و جوانانی كه پیش از ازدواج، با جنس مخالف خود، رابطه برقرار می كنند، هنگام ازدواج و انتخاب همسر، به همه با دید شك و تردید می نگرند. حتی پس از ازدواج نیز روحیه ی هوسبازانه و تنوّع طلبانه، روانشان را آزار می دهد و چه بسا به سوی منجلاب فساد كشیده شوند و راه بی بندباری را در پیش گیرند.
4. آلوده شدن به معصیت: قرآن كریم و روایات معصومان(علیهم السلام)از ارتباط جنسی با دیگران و نگاه های شهوت آمیز برحذر داشته و وعده خسران و عذاب به مرتكبان چنین اعمالی داده است.
قرآن كریم می فرماید: (قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَی.... وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ.... زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ...) (نور: 30 و 31); به مؤمنان بگو! چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف خود را حفظ كنند. این برای آنان پاكیزه تر است... و به زنان با ایمان بگو: چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را آشكار ننمایند جز بر شوهرانشان... .
این آیه، به صراحت دستور داده است كه زن و مرد نامحرم به یكدیگر نگاه شهوت آلود نداشته باشند. به راستی، اگر به این آیه مباركه عمل شود و دختر و پسر نامحرم از ابتدا به یكدیگر توجه ننمایند و به هم نگاه هوس آلود نكنند، آیا دوستی ها و عشق های خیابانی به وجود می آیند؟
شرایط ارتباط با جنس مخالف
بر اساس بینش دینی و اسلامی هرگونه دوستی با جنس مخالف ممنوع و حرام است و عذاب اخروی در پی دارد، اما ارتباط عادی برای مصالح ویژه از قبیل مباحثات علمی، داد و ستد، رفت وآمدهای خانوادگی، استاد و شاگردی و مانند آن، كه لازمه زندگی اجتماعی هستند و منافع مادی و معنوی بر آن ها مرتب هستند، اشكال ندارد، ولی این ارتباطات هم شرایط و قوانینی دارند كه به بعضی از آن ها اشاره می شود:
1. رعایت حیای فردی و عفّت جمعی: ارتباط با جنس مخالف، كه در شرایط خاصی اتفاق می افتد، نه تنها مجوّز پرده دری و از بین بردن عفت نیست، بلكه از ابتدا برای حفظ حریم عفت و حیا تأسیس شده و به خاطر مصالح مهم اجتماعی وضع شده است; یعنی فلسفه ی وجودی این ارتباط، حفظ عفّت عمومی و تحكیم حیای فردی و كسب كمالات از طریق مقابل است. از این رو، ممكن نیست فلسفه وجودی آن را زیر پا نهاد. حتی برای زن و شوهر هم، كه از ارتباط دوستی بی حد و مرز برخوردارند، این آزادی در رفتار دوستانه وجود ندارد و همه باید حیای عمومی و حریم اخلاقی جامعه را حفظ كنند .
خداوند متعال در سوره مباركه قصص، در داستان ارتباط دختران حضرت شعیب(علیه السلام) با حضرت موسی(علیه السلام) به این شرط تصریح دارد و می فرماید: وقتی حضرت موسی(علیه السلام) در آب دادنِ به گوسفندان، به دختران شعیب(علیه السلام) كمك نمود، آنان نزد پدر رفتند و از جوانمردی حضرت موسی(علیه السلام) تعریف و تمجید كردند و حضرت شعیب(علیه السلام)تصمیم گرفت از حضرت موسی(علیه السلام)سپاس گزاری كند. به همین دلیل، دختران خود را به دنبال او فرستاد و دختران در اوج حیا و عفّت حركت كردند تا به كنار جاده رسیده و در آنجا منتظر ماندند تا حضرت موسی(علیه السلام) متوجه حضور آنان شود و حضرت موسی هم متوجه آمدن آنان شد. دختران از او تقاضا كردند تا پیش پدرشان بیاید و حضرت موسی هم قبول كرد، وقتی خواستند به طرف منزل بروند، حضرت موسی(علیه السلام)به خاطر حفظ حریم حیا و عفّت، دوشادوش دختران حركت نكرد، بلكه جلوتر از دختران راه می رفت و دختران شعیب به دنبال او با انداختن سنگ ریزه، مسیر را نشان می دادند.(1)
بنابراین، ارتباط با جنس مخالف باید با حفظ حریم فردی، رعایت حیا و عفّت اجتماعی باشد و اگر برخاسته از تمایلات جنسی و شهوانی باشد، ممنوع است و گناه بزرگی در پی دارد.
2. رعایت دستورات دینی در ارتباطات: خواستگار در مراحل خواستگاری می تواند در قالب دستورات شرع با فرد موردنظر خود ارتباط داشته باشد، اما حتماً باید با رعایت دستورات دینی انجام گیرد تا ـ خدای ناكرده ـ به گناه منجر نشود. باید ارتباط آنان در فضایی جوانمردانه انجام شود; زیرا اگر مراعات مسائل دینی و اعتقادی در ارتباط وجود نداشته باشد، آرام آرام این ارتباط به طرف ناهنجاری اخلاقی كشیده شده، رابطه ناسالم می گردد و در این صورت، به ضرر هر دو تمام می شود .
3. هدفدار بودن: بسیاری از ارتباطات دختران و پسران نوجوان هدف جدّی و ارزشمند نداشته، صرفاً لذت جویی لحظه ای می باشد كه این لذت جویی ها اگر در چارچوب دستورات دینی ـ یعنی، پس از جاری شدن عقد ازدواج ـ نباشند، جایز نیستند. از این رو، این ارتباطات، كه صرفاً جنبه تفریحی دارند و منفعتی مشروع از آن ها به هیچ كدام از دختر و پسر نمی رسد مذموم است. از این رو، برای جلوگیری از هدر رفتن سن نوجوانی و سنین نشاط و بالندگی لازم است تا در ارتباطات اهدافی دنبال شود و از این فرصت برای بهره برداری علمی، اخلاقی، آموزشی و هنری استفاده گردد.
نتیجه اینكه در دستورات دینی و تربیتی اسلام، توجه ویژه ای به دوستی و ارتباط شده و معیارهایی كه برای انتخاب دوست بیان شده، همه در جهت تربیت و تكامل انسان ها بوده و سعی شده است ترقّی و بالندگی اخلاقی، علمی و معنوی در آن ها مورد توجه باشد و حتی در ارتباط با جنس مخالف هم دستورات و رهنمودهایی ارائه شده كه با كمال طلبی انسان ها سازگاری دارد و خط مشی طوری ترسیم شده است كه انسان ها را از انحراف و كج اندیشی بازداشته، به خالق یكتا نزدیك سازد و سعادت دنیوی و اخروی آنان را در پی داشته باشد. ادامه دارد...
پینوشت:
1ـ سید محمّدحسین طباطبائی، تفسیر المیزان، قم، انتشارات اسلامی، ج 16، ص 35ـ36.
منبع : مجله ی علمی وتخصصی معرفت - با تغییر وتلخیص
منبع : مجله ي علمي تخصصي معرفت – باتغيير وتلخيص
جملات معجزه گر!

نامه ی تشکر آمیز همسری به همسری
متشکرم:برای همه وقت هایی که مرا به خنده واداشتی.
برای همه وقت هایی که به حر ف هایم گوش کردی.
برای همه وقت هایی که به من شهامت و جرأت دادی.
برای همه وقت هایی که با من شریک شدی.
برای همه وقت هایی که با من به گردش آمدی.
برای همه وقت هایی که خواستی در کنارم باشی.
برای همه وقت هایی که به من اعتماد کردی.
برای همه وقت هایی که مرا تحسین کردی.
برای همه وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من هستی.
برای همه وقت هایی که گفتی "دوستت دارم".
برای همه وقت هایی که در فکر من بودی.
برای همه وقت هایی که برایم شادی آوردی.
برای همه وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی.
برای همه وقت هایی که دلتنگم بودی.
برای همه وقت هایی که به من دلداری دادی.
برای همه وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی.
به خاطرهمه این ها، هیچ وقت فراموش نکن که:
همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم.
همیشه پشتیبانت هستم.
من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود.
فقط کافی است چیزی از من بخواهی، بلافاصله از آن تو خواهد شد.
می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم.
من کاملاً به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی.
در دنیا تو از هر چیزی برایم مهمتر هستی.
همیشه دوستت دارم، چه به زبان بیاورم چه نیاورم.
همین الان در فکر تو هستم.
تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری.
من همیشه برای تو این جا هستم و دلم برایت تنگ است.
هر وقت که احتیاج به درد و دل داشتی روی من حساب کن.
تو در تمام ضربان های قلبم حضور داری.
منبع : موفقیت
بارها اتفاق افتاده که مجبور بوده ایم لحظاتی به انتظار بمانیم. انتظاری که معمولا برنامه ریزی نشده و غیرمنتظره است مانند ایستادن در صف، انتظار در مطب دکتر(که از رایج ترین نوع انتظار در ایران است) ویا انتظار در بانک ها یا ادارات خدماتی و مجامع عمومی. بعضی وقت ها هم پیش می آید که باید به حالت سکون در بیاییم مانند هنگامی که سوار مترو یا هر وسیله نقلیه دیگر در انتظار رسیدن به مقصد هستیم.
تمام این لحظات، فرصتی از عمر ماست که تحت تاثیر انتظار، قدرت شکوفایی خود را از دست داده، می سوزد و فنا می شود.
در لحظات بیکاری تحمیلی چه می کنیم؟
خیلی ها این فرصت ها را غنیمت شمرده و مشغول مطالعه، حل جدول و کارهای مفید دیگر می شوند. بعضی ها هم این فرصت را غنیمت نمی شمارند و مشغول زل زدن به اطرافیان و پیگیری صحبت و رفتارهای آن ها می شوند یا مشغول کلنجار رفتن با گوشی همراه و فرستادن بلوتوث و پیام کوتاه برای دیگران. پدربزرگ ها چرت می زنند و مادربزرگ ها مشغول جست و جوی مورد مناسبی برای وصلت جوانان فامیل و دوست و آشنا و درو همسایه هستند. بعضی از دختر خانم ها هم به تماشای آقا پسرها می نشینند و تا پسرک نگاهش متوجه او می شود طوری وانمود می کنند که مثلا اصلا حواسش به او نیست و عمرا به او نگاه کند! آقا پسرها هم منتظر نشسته اند تا اگر لحظه ای نگاه دخترخانمی با نگاهشان برخورد کرد فورا شماره تلفن ایرانسل، ببخشید! همراه خود را تقدیم نمایند یا فرصتی برای صحبت شیرین آشنایی به دست آورند. ماشاا...همه هم دانشجوی سال آخر پزشکی هستند(مثلا!) و پدر مادرشان در اروپا و آمریکا مشغول تجارت و تدریس. بعضی ها هم بی هدف به موضوعات مختلف فکر می کنند و در عالم کذایی خود غرق می شوند. جالب است که برخی از آن ها آن قدر در خیال خود فرو می روند که همین طورکه ساکت و آرام نشسته اند، یک دفعه شروع به خندیدن یا زمزه های تندی زیرلب می کنند و با خودشان کلنجار می روند.
کارهای جالب تری انجام دهیم.
در این شرایط برخی عذاب وجدان می گیرند که چرا فکری برای این لحظات نکرده اند تا استفاده بهینه ای از آن بکنند. آن ها در این لحظات به این فکر می کنند که اگر می دانستند این گونه به انتظار خواهند ماند حتما به گونه ای برنامه ریزی می کردند تا کارهای عقب مانده شان را انجام دهند یا سرگرم کننده مفیدی دست و پا می کردند.
به هرحال از این لحظات در زندگی همه ما به تکرار یافت می شود که بهتر است در این هنگام کارهایی انجام دهیم که کم تر به آن ها وقت می دهیم و توجه داریم، یا دست کم فرصت فکر کردن به آن ها را در شرایط عادی نمی یابیم.
مثلا استعدادهایی که داریم، توانایی هایمان، نقاط ضعف و قوت زندگیمان، در انجام چه کارهایی ناتوان هستیم، اگر کلیه رفتارهای ما از طرف شخص دیگری برای ما تقلید شود کدامیک را می پسندیم و کدامیک را دوست نداریم. چه خطاهایی از ما سر می زند و جلوه های خوبمان کدام است.
چه میزان دروغ می گوییم و چه میزان حلال و حرام را رعایت می کنیم. رفتارمان با خانواده و نزدیکان چطور است و چه میزان به وظایفمان نسبت به تک تک آن ها عمل می کنیم. چه میزان در کنار خانواده هستیم و آن ها چه میزان از حضور ما لذت می برند. به کسانی که دوستشان داریم فکر کنیم و به اینکه اگر نباشند چه بر سر ما خواهد آمد و اگر ما نباشیم آن ها هم ناراحت خواهند شد یا دوست داشتن ما یک طرفه است؟!
واقعا در کار و برنامه هایمان موفق هستیم یا وانمود به موفقیت می کنیم. انتظار و توقع ما از دیگران به چه میزان است. ساده لوح هستیم یا زیرک. بداخلاق یا خوشرو؟ تا به حال چند نفر به ما گفته اند که ما را الگوی خودشان قرار داده اند؟
می بینید که موضوعات متعدد و متنوعی وجود دارند که مناسب لحظات بیکاری و بلاستفاده است تا آن لحظات مرده را به فرصت ها و جهش های جدید زندگی مبدل کند. پس بهتر است به جای اینکه با سرگرمی های بی ارزش وقت خودمان را در چنین مواقعی از دست بدهیم با تصورات واقع بینانه و همه جانبه خودمان را از گزند غفلت و بی توجهی رها سازیم.

«بخشيدن ديگران ميتواند سلامت روان آدمها را بالاتر ببرد»
بگذاريد با يک سوال صريح شروع کنيم؛ «همين الان از چند نفر کينه به دل داريد؟ ». شمرديد؟ حالا بشماريد ببينيد چند نفر از شما کينه به دل دارند. لااقل آنهايي را که مطمئنيد يک جايي از شما دلخوري دارند و هنوز شما را نبخشيدهاند نام ببريد. به عنوان يک آدم که هنوز شما را نبخشيدهاند چه حسي داريد؟ به عنوان آدمي که هنوز تقصيرات يک نفر را نبخشيده است چه حسي؟ به نظرتان از اين 2تا حس کدامشان بدتر است؟ روانشناسها ميگويند حس کسي که از ديگري کينه به دل دارد خيلي بدتر، آزاردهندهتر و براي سلامت روان و حتي بدن خطرناکتر است. چرا نبخشيدن اينقدر براي سلامت روان بد است؟ چرا بخشيدن براي سلامت روان خوب است؟ چه کار کنيم که آدمي با گذشتي شويم؟ اينها مطالبي است که ميخواهيم درباره آنها صحبت ميکنيم.
از چند دهه پيش روانشناسها «بخشيدن ديگران» را به عنوان يک موضوع جديد در علمشان مطرح کردند و در موردش تحقيق کردهاند، حتي از قدرتي که بخشش دارد يک نوع روان درماني موثر به وجود آوردهاند. بخشيدن ميتواند به هزار و يک علت روي سلامت روان آدم تاثير مثبت داشته باشد که بعضي از اين علتها اينها هستند:
1- کينه، اتلاف انرژي
وقتي که آدم از يک نفر کينه به دل ميگيرد؛ به ويژه اگر آن يک نفر نسبت نزديکي با آدم داشته باشد، ذهن آدم بخش بيشتر انرژي خودش را صرف فکر کردن به ظلمي ميکند که بر او روا رفته است. آن وقت است که کمکم تمام فکر و ذکر و هيجان و در نتيجه رفتار آدم حول يک چيز ميچرخد؛ خاطره رنجش و حس کينه. باور نميکنيد که کينه بتواند اينقدر زندگي آدم را به هم بريزد، نه؟ آخرين باري که از يکي خيلي رنجيديد و روزهاي سياه بعدش را يادتان بياوريد تا دستتان بيايد ابعاد بزرگترش ميتواند با آدم چه کار کند.
2- بخشش، يک پايان خوب
تا وقتي که ما در ذهنمان از کسي رنجشي داشته باشيم ، تا اين رنجش را حل نکنيم نه جدا شدن از آن نفر و نه انتقام از او آراممان نميکند؛ يعني به هر حال « رنجيدن » به عنوان يک موضوع تمام نشده در ذهن ما، باقي مانده است. خاصيت ذهن آدم هم اين است که تا يک موضوع ناتمام را تمام نکند آرام نميگيرد.
3- دوري از بيماريهاي روان تني
وقتي که خاطر ما از يک نفر رنجيده است دائم و پشت سر هم از رنجاننده و خودمان که در موقعيت رنجش جوابش را ندادهايم حرص ميخوريم. حرص خوردن افراطي هم که نتيجهاش معلوم است؛ انواع و اقسام شکلهاي اضطراب، وسواس، افسردگي، زخم معده و جوش صورت را به وجود ميآورد.

چند گام براي بهتر بخشيدن
بخشيدن ديگر آنقدر ميتواند اثر مثبت روي سلامت روان داشته باشد که بعضي از روانشناسهايي که بيشتر روي مسائل معنوي کار کردهاند ، يک «روان درماني براساس بخشش» طراحي کردهاند. آنها ميگويند اگر ريشه اضطراب و استرس يک کينه قديمي باشد ، بهترين راه براي بر طرف کردن آن ، اين است که بيمار با تمام وجودش از تقصيرات ديگران بگذرد. بعضي از اين توصيهها در واقع مراحلي از همان روان درماني هستند. پس اگر کينه، زندگيتان را به هم ريخته است لطفا با کمک يک روانشناس اين مراحل را طي کنيد:
گام 1- احساسات منفي را انکار نکنيد!
ديدهايد بعضيها ميگويند «من از هيچکس چيزي به دل نميگيرم». راستش را بخواهيد، دست کم از نظر روانشناسي اين «هيچچيز» غيرممکن است. اگر خيلي بخواهيم روانکاوانه برخورد کنيم، حتي تاکيد يک نفر بر «اصلا»، «ابدا»، «هيچوقت» و «در هيچ شرايطي» کينه به دل نگرفتن ميتواند نشانه اين باشد که اتفاقا ته دل آن آدم يک کينه عميق خوابيده است و عملا آن آدم کينهايتر از ديگران است. پس لطفا احساس کينه از ديگران را دست کم از خودتان پنهان نکرده و به جايش بنشينيد به ابعاد مختلفش فکر کنيد؛ به اينکه چقدر شدت دارد؟ نسبت به چه کسي يا چه کساني است؟ اولين بار کي از او رنجيدهايد و چرا؟ آيا ممکن است ريشههاي اين کينه به کودکيتان برگردد؟ ممکن است رنجش خاطرتان خيلي افراطي و غيرواقعي باشد؟
گام 2- دو دو تا چهار تا کنيد!
يک بار ديگر اين مقاله را بخوانيد و با خودتان فکر کنيد که روي همرفته مضرات کينه داشتن يا تلافي کردن، بهتر است يا سودهايش. همين که شما به اين نتيجه برسيد که بخشيدن هم ميتواند در کنار کينه ابدي و تلافي کردن يکي از گزينههايتان باشد ، از اين گام نتيجه گرفتهايد.
گام 3- حق قصاص و بخشش
ميگويند بخشش وقتي لذتبخشتر است که آدم توانايي قصاص کردن را داشته باشد. اينکه شما خودتان را، هم در انجام تلافي و هم در بخشيدن محق بدانيد، باعث ميشود که راحتتر و بدون اکراه ديگري را ببخشيد. شايد به همين خاطر است که مراسم آشتي کناني که بدون ميل دو طرف قضيه انجام ميشود، معمولا نتيجه نميدهد.
گام 4- به محدوديتهاي او فکر کنيد
حالا وقت اين است که کمي مقدار هيجان قضيه را بياوريد پايين و اتفاقي را که باعث رنجش شما شده است، منطقيتر بررسي کنيد. ببينيد که واقعا چرا رنجاننده، شما را رنجانده است. آيا او خودش محدوديتهايي نداشته که باعث آن رفتار شده است؟ ممکن نيست که در روز يا روزهايي که شما را رنجانده است، از چيزي ناراحت بوده باشد؟ احتمال ندارد که شما رفتاري کرده باشيد که چيز تلخي را برايش زنده کرده باشد؟ اصلا به اين خاطر نيست که او خودش در زندگياش تحت فشارهاي رواني شديدي بوده و براي همين کلا عصبي بار آمده است؟ خب! همه اينها ميتواند محدوديتهايي باشد که باعث ميشود يک نفر شما را برنجاند. شما خودتان از اين محدوديتها نداريد؟ براي خودتان پيش نيامده که ناخواسته يک نفر را برنجانيد؟ منصف باشيد ديگر!
گام 5- خوبيها را هم ببينيد
معمولا رنجش خاطرهاي عميق از کساني پيش ميآيد که ما از آنها توقع رنجاندن نداشتهايم. خب، اين آدمها که يک دفعه از آسمان نيامدهاند؛ اين آدمها يک خوبيهايي داشتهاند که ما اول با آنها احساس نزديکي کردهايم که بعد از رفتارشان برنجيم ديگر.فکر کنيد، ببينيد که واقعا هيچ خوبياي در وجود آن آدم نيست؟
گام 6- تصميم بگيريد
تا حالا ديگر بايد دستتان آمده باشد که بخشيدن، هم عمل منصفانهتري است و هم در درجه اول به نفع خودتان است اما هنوز مختاريد که بين گذشت و کينه يکي را انتخاب کنيد. به هر حال، دل را يکدله کنيد و تصميم بگيريد. براي تصميمگيري عجله نکنيد اما زياد هم در ترديد نمانيد.فقط يادتان باشد که تصميمگيريتان فقط به خاطر منافع منطقي نباشد و واقعا از ته دلتان ديگران را بخشيده باشيد.
گام 7- بخشيدن را در عمل نشان دهيد!
اگر واقعا از ته دل يک نفر را بخشيده باشيد ، ديگر نبايد اکراه داشته باشيد که برويد با او دست بدهيد و روبوسي کنيد. اگر هم به شما بر ميخورد که چرا او پا پيش نگذاشته است، غيرمستقيم به دوستان مشترک نشان دهيد که تمايل داريد با رنجاننده آشتي کنيد.هميشه پايههايي براي مراسم آشتي کنان وجود خواهند داشت!
منبع : همشهري خانواده

