قرار روز جمعه
هیچی ...
امروز جمعه است و من یه عالمه کار دارم
قراره چند نفر بیان دیدنم !
+نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت3:29توسط پیمان |
ماشین مدل 60
آقا تو این هوای سرد مشهد که بعدازظهر ۳ درجه زیر صفر بود به علت خرابی قفل ماشین (فکر کنم به علت سرما یخ زده بود ) مجبور بودم واسه هر مسافر که سوار میکنم بیام پایین در و باز کنم تا جناب مسافر سوار شه بعدم مثه جنتلمنا برا در و باز کنم تا پیاده شه .......یخ!!! زدم!!!!
تا اینکه یه دونه از همون مسافرا که یه خانوم بود بهم پیشنهاد کرد برم از روغن ترمز ماشین یکی دو قطره روش بریزم تا شاید قفلش باز شه .....
احسنت بهش !
منو از اینکار سخت و خنده دار و در عین حال اعصاب خوردکن نجات داد !
ایشاللاه که خدا خیرش بده....
ولی ازش کرایه نگرفتم
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت23:31توسط پیمان |
مشهد در شب عید غدیر
دیروز وقتی با دوستان تو بازار قدم میزدیم عده ای خیّر داشتن به مناسبت عید غدیر به عابران
شیرکاکائوی داغ می دادند ....
واقعآ در اون هوای سرد دیروز مشهد بهبمون چسبید.......
مشهد دیروز شلوغ بود ...خیابونا هم ترافیک ......طرح ترافیک اطراف حرم هم مثل همیشه عده ای رو سرگردون کرده بود .......
ولی بازار شیرینی فروشا خیلی داغ بود !
منم رفتم ۱ کیلو نارنجک گرفتم واسه خونه ...کیلویی ۲۸۰۰ تومن.
حرم آقا هم نورافشان شده بود و هم چنان مردم با شور اشتیاق خاصی به طرف حرم در حال حرکت بودند ....
خیابونای اطراف حرم هم چراغونی شده بود .....
خدا سعادت زیارت آقا رو نصیب همه کنه ....
+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت2:7توسط پیمان |
زمستان می آید
مشهد برف باریده !
انگار زمستون اومده ....
اینجا خیلی سرده ...
یلدات مبارک !
+نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت7:9توسط پیمان |
مشهد آفتابیست
امروز چه آفتاب با کیفیتی مشهد رو پوشونده
به آدم روحیه میده
یک روز عید آفتابی و زیبا !
+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت12:49توسط پیمان |
مبارک بادت این روز
عید همگی مبارک !
+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت21:56توسط پیمان |
طلسم
+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت21:37توسط پیمان |